مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٩
تبديل مىشود كه با كوچكترين بحرانى دستخوش ناآرامى مىگردد.
در واقع «نظامهاى بريده از جامعه» در مقابل تهديدات خارجى بسيار آسيبپذير هستند و حتى اين وضعيت مىتواند دليلى براى شكلگيرى و فعال شدن تهديدات نيز باشد. به همين دليل است كه از حيث امنيتى مردمسالارى داراى معنايى محصل و ارزشى راهبردى است. در اين رويكرد مردمسالارى دينى به مثابه مؤيدى براى اسلاميت نظام تعريف مىشود. بدين صورت كه حكومت اسلامى از دو ناحيه صيانت مىشود: از جانب تأييدات الهى كه به واسطه التزام حكومت به اصول و مبانى دينى حاصل مىآيد از جانب حمايت مردمى كه به واسطه نقشآفرينى مردم در مديريت قدرت و در نتيجه حمايت اكثريت از سازمان رسمى قدرتى كه خود آن را تأسيس و اداره كردهاند، حاصل مىآيد. خلاصه آنكه مردمسالارى دينى ارزش راهبردى دارد و به صورت مستقيم و غير مستقيم مىتواند ضريب ايمنى بازيگر را افزايش دهد؛ چنان كه امامخمينى رحمة اللهعليه مىفرمايند:
«توجه دارند آقايان كه تا ملت در كار نباشند نه از دولت و نه از استانداران كارى نمىآيد؛ يعنى همه دستگاههاى دولتى به استثناء ملت كارى ازشان نمىآيد.[١] ... ما وقتى مردم را داريم، اسلام را داريم و رضاى خدا را داريم. همه چيز را داريم.[٢] ... پايگاه پيدا كنيد در ميان مردم. وقتى پايگاه پيدا كرديد خدا از شما راضى است. ملت از شما راضى است. قدرت در دست شما باقى مىماند و مردم همه پشتيبان شما هستند.»[٣]
٥- ٢. مردمسالارى دينى و جهانگرايى
«رمز بقاى حكومت در دارا بودن توان دگرگون شدن و در سازوارى يافتن با پيشرفتهاى فكرى، سياسى، اجتماعى جامعه و جهان نهفته است.»[٤]
اين واقعيت كه سير تحولات جامعه جهانى به سمت و سويى است كه بازيگران را مضمحل مىسازد و از عرصه مناسبات بينالمللى حذف مىكند؛ تحليلگرانى چون استوارت پاتريك
[١] - روحالله خمينى، صحيفه نور، ج ١٨، ص ٢٥١
[٢] - همان، ج ١٧، ص ١٦٥
[٣] - همان، ج ٧، ص ٦
[٤] - پيروز مجتهدزاده،( ١٣٧٩) ايدههاى ژئوپلتيك و واقعيتهاى ايرانى، ص ٣٥.