مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٦
طور رأى داد، ما هم از آن تبعيت مىكنيم»[١] دوم؛ در مقام اداره قدرت كه حكايت از ضرورت استمرار حضور و مشاركت مردم دارد و اينكه حكومت پس از تأسيس نمىتواند مستند به منابع قدرت بر ملت مسلط و فارغ از خواست و نظارت آنها عمل نمايد. تاكيد بر ساز و كارهايى چون: نصيحت ائمه مسلمين، امر به معروف و نهى از منكر، اعتراض و ... همه از مواردى است كه نشان مىدهد مردمسالارى دينى آمده است تا مديريت مردمى قدرت را ممكن سازد.[٢]
٢- ٢. مردمسالارى دينى و توليد قدرت نرم
از زمانى كه جوزف ناى (Joseph Nye) اصطلاح قدرت نرم (Soft Power) را طرح و پيشنهاد نمود تا امروز اين عبارت كاربردهاى متعددى داشته است كه شامل ابعاد داخلى و خارجى قدرت مىشود. با اين حال شايد كمترين تحليلى را بتوان سراغ گرفت كه در آن از «رضايتمندى مردم» به مثابه مصداق بارز «قدرت نرم» ياد نشده باشد. آنچه امروزه با عنوان سرمايه اجتماعى (Social Capital) از آن ياد مىشود، در واقع دريافتى جامعتر و كاملتر از «قدرت نرم» است كه در ارتباط با مردمسالارى قرار دارد.[٣] از اين منظر مردمسالارى دينى يك راهبرد براى جوامع دينى به شمار مىآيد كه از راه آن دو گام زير- در تكميل يكديگر- برداشته مىشود:
نخست؛ مردمسالارى دينى به افزايش ميزان اعتماد و پشتيبانى مردم در ارتباط با دولتشان مىانجامد.
دوم؛ افزايش سرمايه اجتماعى را در پى دارد كه به منزله منبع قدرت نرم باعث تقويت توانمندى نظام سياسى مىشود.
به عبارت ديگر، مردمسالارى دينى از راه تقويت «سرمايه اجتماعى» بر «عمل سياسى»
[١] - روحالله خمينى، صحيفه نور، ج ١٠، ص ١٨١.
[٢] - اصغر افتخارى، اقتدار ملى: جامعه شناسى سياسى قدرت از ديدگاه امام خمينى( ره)
[٣] - كيان تاجبخش،- به اهتمام- سرمايه اجتماعى، اعتماد دموكراسى و توسعه، افشين خاكباز و حسن پويان.