مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٤
با توجه به گونههاى چهارگانه بالا، مىتوان ارزش مردمسالارى دينى را در اين سطح چنين بيان كرد: مردمسالارى دينى مفهومى توليدشده از درون جهانبينى اسلامى با روايت امام خمينى رحمةاللهعليه است و مىخواهد سيطره تئوريك ليبرال دموكراسى را به نقد بكشد و يك برونشوى بومى براى پيروان مكتب اسلامى در سده ٢١ ارائه نمايد. به عبارت ديگر مردمسالارى دينى مىتواند در قالب راهبرد احياى مكتب اسلام تعريف و فهم شود؛ بدين صورت كه احياى مورد نظر، بدون ارتقاى توان مفهومى و نظرى اسلام براى مديريت جهان كنونى ميسر نيست. بنابراين جهانبينى اسلامى بايد به تقويت مفهومى و ارتقاى توان نظرىاش همت گمارد و مردمسالارى دينى (به مثابه يك مفهوم و يك نظريه) مىتواند چنين نقشى را به خوبى ايفا نمايد. تصريح امامخمينى رحمة اللهعليه مبنى بر اينكه ديدگاه اسلامى كاربردى فراملى دارد و از حيث مزايا قوتهايى دارد كه مىتواند بر ديدگاههاى ديگر برترى بجويد و نظر صاحبان انديشه پاك را در هر گوشهاى از جهان به خود جلب كند، بر همين معنا دلالت دارد. براى مثال در بحث «دموكراسى» ايشان تصريح دارند كه:
«اسلام يك دين مترقى و دموكراسى به معناى واقعى است[١] ... محتواى اسلام همه آن معانى است كه در عالم به خيال خودشان بوده كه مىگويند دموكراسى. اسلام همه اين واقعيتها را دارد.»[٢]
٢. مردمسالارى دينى و سياست عملى
در اين قسمت پس از آشنايى با محتواى مردمسالارى دينى و منطق حاكم بر آن، به بيان ساز و كارهاى اصلىاى كه مردمسالارى دينى (به مثابه يك مفهوم و يك نظريه) مىتواند در عرصه سياست عملى ايفاى نقش كند، مىپردازيم.
١- ٢. مردمسالارى دينى و اصلاح مناسبات ملت- حكومت
اگرچه دولتهاى مدرن با فلسفه وجودى تأمين نيازهاى عمومى و به ويژه تأمين امنيت
[١] - روحالله خمينى، صحيفه نور، ج ٤، ص ١٤٤
[٢] - همان، ج ٩، ص ٨٨.