مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٦
ت. منطق بيرونى داشته باشد؛ بدين معنا كه مقتضيات نفى و اثبات ناشى از مفهوم با اصول و مبادى نظام كلان حاكم بر آن حوزه مفهومى، مرتبط و مكمل يكديگر باشند.
شرط اول، برگرفته از «نظريه اعيان ماينونگ» است و مانع از آن مىشود تا مفاهيم به صورت خنثى و غيركاربردى طراحى شوند. شرط دوم، پوششدهنده «نظريه اسمى زبان راسل» به حساب مىآيد كه بر هويت مستقل مفاهيم دلالت دارد. شروط سوم و چهارم نيز به ترتيب دربردارنده نظريات «ويتگنشتاين» و «هيوم» است. بدين ترتيب به تركيبى جامع از چهار نظريه مىرسيم كه- مىتوان آن را به صورت نمودار زير (شماره ١) نمايش داد- در آن «مفاهيم» در دو فضاى «منطقى» و «عملى» قابل بازخوانى هستند.
نمودار شماره ١- وجوه چهارگانه تحليل تركيبى مفاهيم
نمايش تصوير
٢- ١. گزارههاى معنايى «مردمسالارى دينى»: با توجه به دو فضاى تحليلىاى كه توضيح داديم، حال مىتوان به تصويرى كاربردى از مردمسالارى دينى مطابق با گفتمان سياست اسلامى (چنان كه توسط حضرت امام خمينى رحمةالله عليه معرفى و در قانون اساسى آمده است)[١] دست يافت:
[١] - اين واقعيت كه روايتهاى مختلفى از سياست اسلامى وجود دارد كه در عين استناد جستن به اصول و مبانى دينى در نتايج، روشها و عمل به شدت با هم تفاوت دارند، ما را به آنجا مىكشاند كه تا نخست روايت مبنايى خود را مشخص سازيم. نگارنده به دلايل متعدد كه در جايى ديگر به تفصيل آورده است( افتخارى ١٣٨٤) روايت ارائه شده از سوى امام خمينى رحمةالله عليه را به عنوان روايت مبنايى مقاله حاضر انتخاب كرده است. با عنايت به حضور عنصر جمهوريت در سياست اسلامى عرضه شده از سوى امام خمينى رحمةالله عليه، گزارههاى مقاله حاضر استنتاج و ارائه شدهاند.