مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٦
اجرايى متبلور مىشود همچنان به قوت خود باقى است، عرصه واقعى تصميمگيرى در مدارى فراتر از فرايندهاى پارلمانى و تصميمگيران رسمى سياسى قرار مىگيرد.
واقعيت اين است كه در نظامهاى سرمايهدارى معاصر كه متعهد به دموكراسى مىباشند، نقش نمايندگان بنگاهها و اتحاديههاى اقتصادى كه اصطلاحاً نمايندگان خدماتى
( Functional Representatives )
خوانده مىشوند، عملًا از نمايندگان مجلس (پارلمان) پررنگتر است و عرصه اصلى تصميمگيرى توسط اين نمايندگان و در فرايند سياسى فرا پارلمانى تعريف مىشود.
از سوى ديگر برخى ارزشهاى جامعه دموكراتيك كه در مقولاتى مانند دسترسى آزاد به اطلاعات و شفافيت تصميمگيرىها تبلور مىيابد در دموكراسىهاى معاصر به شدت آسيب ديده است. رسانهها در كنترل صاحبان اقتدار سياسى و اقتصادى است و به قول هربرت ماركوزه در كتاب انسان تك ساختى رسانهها و تبليغات گونهاى شعور كاذب را در مردم پديد مىآورند؛ يعنى وضعيتى كه مردم در آن وضعيت نمىتوانند منافع واقعى خود را درك كنند. ذهنها و خواستهها جهت داده مىشوند و تحت فشار تبليغات گسترده و پرهزينه، مشاركت مردم نمىتواند آزاد و مستقل باشد، ديگر نكته منفى اين دموكراسىها آن است كه فقط آن دسته از احزابى كه از حمايت جدى افراد و شركتهاى مقتدر، ثروتمند و با نفوذ جامعه برخوردارند، فرصت دستيابى به قدرت سياسى را خواهند داشت. بنابراين صداى افراد متوسط و طبقات ضعيف و آن دسته از فعالان سياسىاى كه فاقد چنين پيوندى مىباشند در فضاى سياسى شنيده نمىشود.[١]
كسانى كه نگاه ارزشى به مردمسالارى دارند و آن را گونهاى خاص از زندگى و رفتار
[١] - يكى از شواهد روشن اين مسأله آن است كه در بسيارى از ليبرال دموكراسىهاى معاصر قدرت در دست احزاب محدود و مشخصى جابهجا مىشود و اين دست به دست شدن قدرت عملًا تفاوتى جدى در روند عمومى داخلى و روابط خارجى آنها ايجاد نمىكند. مقايسه سياستهاى حزبدموكرات و حزب جمهورىخواه در امريكا و حزب محافظه كار و حزب كارگر در انگليس در طى چند دهه گذشته به خوبى نشان مىدهد كه به جز مواردى خاص نظير افزايش يا كاهش مالياتها و يا توجه يا كم توجهى به بخشى ويژه( مثلًا آموزش يا بهداشت عمومى) در همه سياستهاى كلان ميان اين احزاب محدود همسويى وجود دارد.