مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٣
تساوى انسانها در نظر خداوند از اين واقعيت سرچشمه مىگيرد كه خداوند همه انسانها را شايسته دميده شدن روح الهى دانسته است:
«ثُمَّ سوّاهُ وَ نَفَخَ فيه مِن رُّوحِهِ».[١]
و سپس از آنكه از روح خود در كالبد انسانها مىدمد، إسماى الهى را به بشر مىآموزد تا هدايت تكوينى خود را شامل جملگى انسانها نموده باشد:
«وعَلَّمَ آدم الأسماءكُلَها».[٢]
تأكيد قرآن بر تساوى ذاتى نوع بشر در برابر خداوند وجهى است كه در مفهوم «برابرى» رايح در انديشه ليبراليسم و سوسياليسم غربى جايگاهى ندارد. اين مفهوم از تساوى نوع بشرى بر انسانشناسى اسلامى كه بر اصلالاصول كرامت انسانى استوار است، پىريزى شده است. در كنار اين مفهوم از برابرى دو مفهوم ديگر برابرى كه در انديشه سياسى غرب بر آن تأكيد شود، در جهانبينى اسلامى نيز مورد توجه قرار مىگيرد. برابرى انسانها در خلقت طبيعى روى است كه از بديهيات اسلام شمرده مىشود. از سويى برابرى حقوقى انسانها در نظام حقوقى اسلام موجب پىريزى علم فقه در ابعاد گسترده آن شده است. اما در اين مختصر توضيحى در مورد اينرو از مفهوم برابرى ارائه نمىكنيم، زيرا اگر چه تفاوتهايى مفهومى و تئوريك برابرى طبيعى و حقوقى غربى دارد، اما در مفهوم كلى آن مورد توافق انديشه اسلامى است.
حضرت امام خمينى (ره) بهعنوان نظريهپرداز انديشه سياسى نوين و مبدع ساختار سياسى تازهاى براساس مبانى انديشه سياسى اسلام ذيل كتاب چهل حديث خود بحث فطرت انسان را مورد توجه قرار داده است و از اين مؤلفه وجودى بشر براى اثبات برابرى ذاتى نوع بشر كمك گرفته است. ايشان با استفاده از مبناى فطرت به يگانگى ذاتى انسانها حكم مىكند. از نظر ايشان همه انسانها از فطرت مشتركى برخوردارند كه آنها را مستحق كرامت ذاتى نزد
[١] - سجده: ٩
[٢] - بقره: ٣١.