مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٧٨
خود مىپسندى.»[١]
پس از طرح كرامت انسان در آموزههاى اسلامى، اين پرسش مطرح مىشود كه معيار كرامت انسان چيست؟ از چه راهى اثبات مىشود كه آدميان همگى بدون هيچگونه قيدى داراى كرامت هستند؟ زيرا با نگاهى پديدارشناسانه به آنچه كه از انسان بهصورت اعمال و رفتار ظهور مىكند، روشن مىشود كه همه تلاش و كوششها و برنامهريزىهاى آدميان در جهت تأمين منافع خود و يا فراهم كردن اسباب لذت است و انسانهاى وارسته بسيار اندك بودهاند. بنابراين معيار كرامت چيست؟
در تعاليم اسلام و قرآن اين كرامت، داراى ملاك و معيار است و معيار آن عبارت است از: نخست، انسان مخلوق خداى حكيم و كريم است كه خداوند به مقتضاى حكمت از غايتى در آفرينش خود برخوردار است كه آدمى را براى آن هدف و غايت آفريده است و به مقتضاى كرامت خود، آدمى را كريم قرار داده است تا آن كرامت در اين آفريده ظهور و تجلى يابد و دوم، در بشر فطرتى نهاده است كه آن فطرت پاك است، مگر اينكه خود آن را آلوده سازد. بنابراين، همه آدميان در اصل آفرينششان داراى كرامت هستند كه آفريدگار آن را به آنها ارزانى داشته است.
زنده ياد شهيد مطهرى در رابطه ملاك و معيار كرامت و شرافت انسان در حقوق بشر سخن جالبى دارند كه نقل آن خالى از لطف نيست، ايشان مىنويسند:
«يك تناقض واضح ميان اساس اعلاميه حقوق بشر از يك طرف و ارزيابى انسان در فلسفه غرب از طرف ديگر نمايان مىگردد. در فلسفه غرب، انسان از ارزش و اعتبار افتاده و تا حدود يك ماشين تنزل كرده است؛ روح و اصالت آن مورد انكار واقع شده است، اعتقاد به علت غايى و هدف داشتن طبيعت يك عقيده ارتجاعى تلقى مىگردد. انسان و مقام ممتاز او امروز در اغلب سيستمهاى فلسفه غربى مورد تمسخر و تحقير قرار مىگيرد. در غرب نمىتوان از اشراف مخلوقات بودن انسان دم زد؛ زيرا اين مسأله در گذشته از خودخواهى
[١] - همان، ص ٨٣٨.