مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٧٠
صورت يا فرد بر حسب تصادف دست به انتخاب مىزند يا انتخابهاى او سرمنشأ ذاتى و يا غريزى دارد. در هر دو صورت اطلاق وصف آزادانه به شيوه عمل فرد بىمعنا خواهد بود. بدين ترتيب انديشه فردگرايى از هابز با دو پيشفرض بنيادين در مورد انسان نظام فكرى خود را پايهريزى مىكند. اين دو پيشفرض عبارت بودند از عقلانيت و اختيار. اما فرد تنهاى هابز در اجتماع پرتزاحم آزادىهاى مفرط احساس ناامنى مىكند و به دامن لويتان پناه مىآورد. در انديشه لاك نيز فرد خردمند و اخلاقى در اجتماع پرتزاحم آزادىهاى مطلق بيشتر محدود مىشود و به دامن قانون پناه مىبرد. وجه مشترك انديشه اين دو تن و ديگر فيلسوفان ليبرال تحديد و مرز نهادن براى اين آزادىها است. در حالى كه ليبراليسم آزادى را براى همه به رسميت مىشناسد محدوديت را نيز براى همه به رسميت مىشناسد و اين ويژگى برابرى خواهانه انديشه ليبراليسم است.
راهحل لاك وضع قانونى براساس خواست اكثريت است. مونتسكيو و روسو با تفكيك قوا و وضع قوانين سعى در تبيين محدوده آزادى دارند. از اين رو مشروطيت[١] مؤلفه ديگرى است كه بيش از آنكه يك ارزش بنيادين باشد، مولود عينى دغدغههاى انديشمندان ليبرال براى تحديد عرصه آزادىها بوده است. دليل ديگر گرايش ليبراليسم بهسوى مشروطيت اجتناب اين انديشه از حكومت مطلقه بود. لاك در رساله دوم خود مدعى مى شود كه اقتدار مطلق و دلبخواهى با جامعه مدنى ناسازگار است. چرا كه در واقع تن دادن به حكومت مطلقه نقض حقوق افراد و اشخاص ديگرى است كه تحت قدرت حاكم قرار دارند.[٢]
پيوند تاريخى ليبراليسم با نهضت فكرى اروپاى سده نوزدهم تأثيرات چندى بر اين مكتب نهاد كه نمود خاصى در انديشههاى ميل كه از فيلسوفان اين دوران است، داشته است. دغدغه ميل براى حفظ آزادى افراد او را به طرح انديشه حريم خصوصى[٣] و حريم عمومى[٤] رهنمون
[١] -Constitu tionality
[٢]
. Robert E. Goodwin Philip Pettit, A Companion to Contemporary Political Philosophy) UK: Blackwell, ٤٩٩١( pp. ٢٤٣- ٨٤٣.
[٣] -Private Life
[٤] -Public Life