مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٦٩
موضوعات قياسناپذير و ناهمسنخ هستند. با چنين پيشفرضى برلين در مواجهه با نظامهاى اخلاقى و معرفتى به سود «پلوراليسم ارزشى»[١] رأى مىدهد. به عبارتى در انديشه برلين مدارا بايدى اخلاقى است كه بهواسطه برابرى نظامهاى فرهنگى و اخلاقى بر افراد جامعه واجب مىشود. از اينرو در انديشه برلين برخلاف ليبرالهاى كلاسيك مدارا مطلوبيتى ذاتى دارد و بهعنوان ارزشى مستقل در نظام اخلاقى ليبرال او طرح و بسط مىيابد.[٢]
٣- ١ دموكراسى، انتخاب انسان ليبرال
انديشه ليبراليسم با اين اصل بنيادين آغاز مىشود كه فرد انسانى در امور مربوط به خود از ديگر افراد و نهادها مقدم است. اين انديشه بنياد فردگرايى را در انديشه هابز و انديشمندان پس از او بنيان نهاد. اما هيچ يك از فيلسوفان ليبرال دوران كلاسيك را نمىتوان مبدع اين انديشه فلسفى دانست. زيرا پروژه ليبراليسم در طول تاريخ خود سيرى تكاملى داشته است. انديشمندان مختلف اين مكتب هر يك مفهومى جديد به ميراث فيلسوفان پيشين افزودهاند و در بستر تاريخ اين مكتب را كامل كردند.
انسان منفرد انديشه ليبراليستى دو خصيصه مهم دارد كه در آينده سرچشمه ارزشها و حقوق بنيادين ديگر در انديشه ليبراليسم واقع خواهد شد، اين دو خصيصه عقلانيت و اختيار است. بدون مفروض دانستن امكان انتخاب براى انسان هرگز نمىتوان آزادى را براى انسان ارزش دانست. به نظر برلين زمانى مىتوان از آزادى سخن گفت كه اولًا به روى فرد امكانهاى متفاوت و متعددى باز باشد و ثانياً فرد امكان برترى دادن يك وجه نسبت به وجوه ديگر را داشته باشد. اين شرط دوم در واقع همان عقلانيت انسان است.[٣]
در صورتى كه انسان قدرت انتخاب و ارزيابى و برترى دادن يك وجه بر وجوه ديگر را نداشته باشد، حتى در صورت تعدد گزينهها نيز باز انتخاب و آزادى معنا ندارد. زيرا در اين
[١] -Pluralism of Values
[٢] - ديهيمى، پيشين، ص ٦١
[٣] - پيشين، ص ٢٧.