مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٦٨
فىحد ذاته ارزش محسوب نمى شود بلكه مطلوبيت آن لغيره- براى آزادى- است.
در ميان انديشمندان ليبرال جان لاك در نامهاى در باب مدارا[١] در اوج جنگهاى مذهبى انگلستان به دفاع از روادارى و مدارا در ميان مذهبيون مىپردازد. لاك معتقد است كه هيچ يك از حقايق مورد ادعاى دولت و كليسا از حجيت و مقبوليت بيشترى نسبت به ديگرى برخوردار نيستند. پس بهتر آن است كه دريافت خود فرد براى خودش معيار و ملاك قرار گيرد. اگرچه لاك بر لزوم حضور نوعى از ارزشهاى اخلاقى- مذهبى خاص در جامعه تأكيد مىكند، معتقد است انسان به واسطه انسان بودنش از حقوق مدنى برخوردار است كه به او حق انتخاب و انتظار احترام به انتخابش از طرف ديگران را مىدهد.[٢]
اما براى ميل روادارى بيش از آنكه ابزارى براى تأمين آزادى افراد باشد، ابزارى براى رسيدن به واقعيت است. به عقيده ميل همه عقايد حاوى ميزانى از واقعيت هستند و تنها با تعارض و برخورد آرا است كه مىتوان به واقعيتهاى بيشتر رسيد. از طرفى به چالش كشيده نشدن يك عقيده رفتهرفته آن عقيده را به يك عادت يا ايده متصلب تبديل مىكند و بدين ترتيب رفتهرفته قدرت تأثيرگذارى خود را بر انسانها از دست مىدهد. چرا كه به نظر ميل چالشها ابزارهاى ارتقا و تكميل حقايق و موجب تداوم حيات و پويايى آنها است. در اين صورت عدم تساهل زمانى مجاز است كه با فردى معصوم و عارى از اشتباه مواجه باشيم. از آنجا كه مقدمه اين فرض نهايى- يعنى وجود معصوم- بهطور كلى از نظر ميل منتفى است پس تالى آن؛ يعنى عدم تساهل نيز مردود مىباشد.[٣]
انديشمندان معاصر ليبرال اين مسأله را كاملًا پذيرفتهاند كه سخن گفتن از استدلال يقينى و مجاب كننده در مورد ارزشهاى اخلاقى ناممكن و نامطلوب است. آيزايا برلين معتقد است هرگونه استدلال نظرى براى حل تضادهاى موجود بين ارزشهاى غايى نظامهاى اخلاقى بهدلايل همزور و تكافوى ادلّه اصحاب به دعوا خواهد انجاميد. چرا كه نظامهاى اخلاقى
[١]
. John Locke, A Letter Concerning Concerning Toleration, ٩٨٩١.
[٢] -Muschamp ,ibid ,p .٣٠١ .
[٣] -Goodwin ,ibid ,p .١٤ .