مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٦٧
اما با وجود اين اختلاف نظر فيلسوفان ليبرال در عرصه اقتصادى، كمتر در عرصه سياسى شاهد چنين اختلافاتى هستيم. فيلسوفان ليبرال در عرصه سياسى براى هر فرد نوعى برابرى را براى برخوردارى از حقوقى خاص پذيرا هستند. فيلسوفان ليبرال پيش شرطى غيراكتسابى براى ورود افراد به عرصه سياسى و مناصب اجتماعى قائل نمىشوند. از نظر اين عده خون، نژاد، نسب و ... ملاكى براى برخوردارى از امتيازاتى خاص نيست. از اينرو همه انسانهاى يك اجتماع را مشمول حقوق بنيادين معينى مىدانند. اعتقاد به اين ارزشاخلاقى مبدأ ظهور انديشه حقوق بشر[١] و آزادىهاى سياسى[٢] در انديشه ليبراليسم شد.
پ- مدارا:[٣] انديشه ليبراليسم با اين عقيده كلى كه جايى، در گذشته يا در آينده، در وحى الهى يا در ذهن شخص انديشمندى، در احكام تاريخ يا علم يا در قالب مردى پاك راهحلى نهايى براى سؤالات انسانى نهاده شده است، موافقت ندارد. چرا كه اين عقيده بر اين بنيان كلى استوار شده كه همه ارزشهاى مثبت و مورد اعتقاد مردم بايد در نهايت با يكديگر همساز باشند و حتى وجود يكى مستلزم وجود ديگرى باشد. ليبراليسم با زيرسؤال بردن اين پيشفرض تنها رأى به تفاوت گزينههاى پيش روى انسان مىدهد. به عبارتى اتحاد ارزشهاى اخلاقى در ليبراليسم پيشفرضى غيرقابل اثبات است. دوم اينكه در انديشه ليبراليسم ارزشها نه به عنوان ارزش بلكه بهعنوان «گزينه» اعتبار دارند؛ در اين تعبير جديد در واقع فرد انسان گزينشگرى است كه در حال انتخاب است و در ارزيابى گزينهها به هيچ روى از منطق دو ارزشى- خير و شر، عالى و دانى و ... استفاده نمىكند.
حال در اوضاعى كه انسانهاى مورد نظر ليبراليسم در شرايط انتخاب قرار مىگيرند و ممكن است گزينشهاى كاملًا متفاوتى انجام دهند. از اينجا است كه مدارا بهعنوان ابزارى براى تضمين ارزش آزادى، جايگاهى ثانوى[٤] در ميان ارزشهاى ليبرال پيدا مىكند كه
[١] -Human Right
[٢] -Political Liberty
[٣] -Toleration
[٤] -Secondary