مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٦٢
مشاهده كرد. هابز مجبور نبودن، مقيد نبودن و عدم دخالت در امور فرد را آزادى تعريف مىكند. به خوبى مىتوان تفكيك قدرت و آزادى را در نظر هابز درك كرد. از نظر او آزادى همان حركت بىتزاحم در جهت دلخواه تصور و تبيين مىشود. اين موضع هابز كاملًا تعلق خاطر او را به مفهوم منفى آزادى نشان مىدهد.[١] بنتهام نيز در پىريزى نظريه سياسى خود مفهوم آزادى منفى را با انديشه فايدهگرايانه[٢] خود گره مىزند. او به همراه هيوم و جيمز ميل كه همگى پدران فكرى مكتب اصالت فايده هستند، وظيفه دولت را حداكثر كردن شادى براى بيشترين تعداد از افراد مىداند. اما از آزادى منفى و عدم دخالت دولت در عرصه اجتماعى بهشدت دفاع مىكنند.
بدين ترتيب در ادبيات ليبراليسم تا بنتهام ما شاهد طرح مفهوم آزادى منفى هستيم، اما اين روند در انديشههاى جان استوارت ميل تغيير مىكند. جان استوارت ميل خود از مدافعان آزادى منفى است. او در رساله مشهور خود به نام در باب آزادى مىنويسد: «پيوسته بايد يك حوزه معين از محدوده فرد را از دخالت و دستاندازى قدرت مصون داشت.» از اينرو تعدادى از حقوق را بهعنوان حقوق لاينفك فرد برمىشمارد. بهنظر او آزادى متضمن يك هدف «سلبى» است كه همان ممانعت از مداخله در حريم آزادىهاى افراد مىباشد.[٣]
جان استوارت ميل با طرح انديشه دموكراتيك خود، بنيان انديشه ليبرال دموكراسى را كه در آينده به دولت رفاه و آزادى مثبت انجاميد، پىريزى مىكند. او با تأكيدى كه بر وجه منفعت گرايانه رفتار انسانى مىگذارد، معتقد است هيچ فردى از منافع خود نمىگذرد مگر اينكه مطمئن باشد كه ديگرى نيز از قسمتى از منافع خود خواهد گذشت. اما تأكيد ميل بر برابرى و ارزشمند بودن آزادى فرد فرد انسانها، او را به ارج نهادن به دموكراسى هدايت مىكند او در رساله در باب آزادى اگرچه دموكراسى را مستلزم فراهم آمدن پيششرطهاى
[١] - توماس هابز، لوياتان، ويرايش و مقدمه از سى بى مكفرسون، ترجمه حسين بشيريه( تهران: نشر نى، ١٣٨٠)، صص ١٤٤ و ١٦٠
[٢] -Utilitarianism
[٣] - مايكل ساندل، ليبراليسم و منتقدان آن، ترجمه احمد تدين( تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، ١٣٧٤)، ص ٣٣.