مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٦٠
٢- ١. بازسازى ارزشهاى اخلاقى بر بنياد انسانشناسى ليبرال
الف. آزادى: انديشه ليبراليسم چارچوب كلى نظرى خود را از فرد آغاز مىكند و در مرحله دوم براى حفظ فرديت اين فرد به دنبال تضمين آزادى و اختيار آن است. در انديشه ليبراليسم آزادى يا اختيار والاترين ارزش اخلاقى است. اگرچه ارزشها و اصول متعدد ديگرى نيز در ليبراليسم وجود دارد، هيچكدام از آنها به پاى آزادى نمىرسند. در واقع ارزش اخلاقىاى مانند آزادى در انديشههاى ديگرى چون سوسياليسم، آنارشيسم و ... نيز مؤلفه مهمى تلقى مىشود اما آنچه ليبراليسم را از ديگر انديشهها تفكيك مىكند، اولويتى است كه براى آزادى قائل مىشود. همانطور كه پيشتر نيز گفته شد مؤلفههاى يك انديشه به تنهايى وجه افتراق يك انديشه را روشن نمىكنند بلكه آنچه ليبراليسم را از ديگر انديشهها جدا مىكند اولويت و تعريف است كه از آزادى در اين انديشه ارائه مىگردد.
در انديشه ليبراليسم مفهوم آزادى با پيشفرض بنيادينى در مورد انسان گره مىخورد و تبيين مىشود. انديشه ليبراليسم بهطور كلى با جبرگرايى و هر انديشهاى كه اختيار انسان را به امور ثابت يا ذاتى گره مىزند، سر تعارض دارد. چرا كه لازمه آزادى وجود شقوق مختلف براى فرد و امكان انتخاب يكى از اين شقوق است. اگر فرد تنها با يك انتخاب مواجه باشد، آزادى معنايى ندارد. از طرفى در صورت وجود شقوق مختلف و گزينههاى متفاوت در مقابل فرد اما مجبور بودن به انتخاب يكى از اين گزينهها باز هم آزادى فرد بىمعنا خواهد بود. از اينرو مىتوان اذعان كرد كه مفاهيم آزادى و اختيار دو مفهوم ملازم و متلائم هستند.
پوپر در كتاب فقر تاريخىگرى، ماركس را به شدت مورد انتقاد قرار مىدهد و مبانى دترمينيسم تاريخى[١] و جبرگرايى و تعينگرايى هستىشناختى او را زير سؤال مىبرد.[٢] هايك حتى از اين هم فراتر مىرود و با طرح مفهوم نظم خودجوش يا كاتالاكسى عرصه آزادى و اختيار انسان را تا حدى گسترش مىدهد كه امكان «مهندسى اجتماعى» و برنامهريزى
[١] -Historical Determinism
[٢] - كارل ريموند پوپر، فقر تاريخىگرى، ترجمه احمد آرام( تهران: شركت سهامى انتشارات خوارزمى، ١٣٥٨)، صص ٥٦- ١٠٣.