مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥٢
عين، قابل بررسى باشند بلكه واقعيتهاى اجتماعى را بايد در شكل مضاف آنها و در رابطه با انسان فهميد. از اينرو واقعيتهاى اجتماعى را در سه مقوله كلى كنشها[١]، عقايد[٢] و اميال[٣] انسانى تقسيم مىكنند و همه واقعيتهاى اجتماعى را تحت اين سه مقوله مورد بررسى قرار مىدهند.
اما دوركهايم و ماركس كه در زمره كلگرايان[٤] روششناختى هستند، موضع متعارضى با اين انديشه در پيش گرفتهاند. اين عده عقايد و اميال انسانى را تنها مؤلفههاى توضيح دهنده پديدههاى اجتماعى مىدانند. به نظر كلگرايان بايد بين رفتار انسانى و كنش انسانى تفكيك قائل شد؛ در واقع كنش انسانى رفتارى است كه در آن كنشگر[٥] انسانى قصد فعل نيز دارد و عملش برخاسته از ناخودآگاه نيست. با اين مقدمه كلگرايان به موضع نزاع خود با فردگرايان روششناختى مىرسند. به نظر كلگرايان در تبيين كنشهاى انسانى تنها عامل روانشناختى تأثيرگذار نيستند بلكه عوامل خارجىاى نيز هستند كه هم در فهم كنش و مقاصد انسانى و هم در شكلگيرى آنها دخيل هستند. اين عوامل خارجى در واقع متنى اجتماعى است كه يك كنشگر در آن قرار دارد. در اين متن اجتماعى است كه كنشگر فكر مىكند و عمل مىكند. از اينرو به نظر كلگرايان توصيف و تبيين مقاصد كنشگران تنها در متن عملهاى اجتماعى و جمعى است كه قابل فهماند. بهعبارتى فهم پديدههاى اجتماعى با تصوير فرد در متن عملهاى اجتماعى[٦] اوست كه قابل فهم و درك است. به اين ترتيب در منظر كلگرايان براى تبيين پديدههاى اجتماعى بايد عقايد و اميال افراد را در متنى كه شكل گرفتهاند، مورد توجه قرار داد.[٧]
اما جنبه هستىشناختى و اخلاقى انسانشناسى فردگرايانه بيشتر از جنبه معرفتشناختى و روششناختى آن در بررسى حكمت عملى مورد توجه است. در ليبراليسم ارزشهاى آزادى،
[١] -Action
[٢] -Belief
[٣] -Desire
[٤] -Holism
[٥] -Agent
[٦] -Social and Collective Practice
[٧]
Edward Craig, Rutledge Encyclopedia of Philosophy) England: TJ International Ltd. ٨٩٩١( p. ٤٨٤.