مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٤٢
حكومتهاى اقتدارى نمىتوان مردم را ملزم به انجام تعهدات دينى كرد؛ بلكه تنها در شرايط مدارا با مردم و جلب رضايت آنها است كه مىتوان احكام اسلامى را اجرا و از ثبات سياسى برخوردار شد:
مكتبهاى توحيدى ... نمىخواهند با مردم با خشونت رفتار كند ... و لهذا تا آنجا كه امكان دارد ... مدارا است، خوش رفتارى هست.[١] خداى تبارك و تعالى به ما حق نداده است، پيغمبر اسلام به ما حق نداده است كه ما به ملتمان يك چيزى را تحميل بكنيم. بله، ممكن است گاهى وقتها ما يك تقاضاهايى از آنها بكنيم، تقاضاهايى كه خادم يك ملت، از ملت مىكند.[٢] اين را كراراً گفتم ... كه يك كشورى را كه بخواهيد اداره كنيد، ... تا شركت مردم نباشد، نمىشود اداره صحيح بشود.[٣]
اگر ملت پشتيبان يك دولتى شد، دولت سقوط نمىكند.[٤] قدرتها بايد از اين تاريخ موجود عبرت ببرند كه وقتى حكومتى پايه قدرتش به دوش ملت نباشد ... نمىتواند پايدارى كند.[٥]
روايات و حقوق سياسى مردم
در پايان اين قسمت براى آشنايى بيشتر با حقوق سياسى مردم در متون اسلامى به برخى از مسائل و موضوعاتى كه در متن اين مقاله نيامدهاند، فهرستوار اشاره مىشود:
«ما من رجل يشاور احداً الاهدي الي الرشد؛
هيچ انسانى مشورت نكرد، مگر اينكه به هدايت و رشد رهنمون گشت.»[٦]
گفتگوى حباب منذر با پيامبر درباره مكان استقرار سپاه اسلام در طائف در بردارنده نكات جالبى است:
[١] - همان، ج ٨، ص ٢٣٨
[٢] - همان، ج ١٠، ص ١٨١
[٣] - همان، ج ١٩، ص ٢٣٩
[٤] - امام خمينى، كلمات قصار( پندها و حكمتها)( تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، ١٣٧٢)، ص ١٢١
[٥] - امام خمينى، صحيفه نور، ج ٧، ص ٥
[٦] - فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان فى تفسير القرآن،( قم: كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى، ج ٩، ص ٣٣)، به نقل از حكومت اسلام شماره ٦، زمستان ٧٦، ص ١٣٥.