مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢
فراگير مطرح مىگردد و نظام جمهورى اسلامى نيز يك مدل محقّق از آن تلقى مىشود، امروزه با چالشهاى جدى صاحبنظران روبهرو شده و ديدگاههاى متعارضى را درباره خود بهوجود آورده است. صاحبنظران و نخبگان فكرى در جامعه ما براساس اينكه:
الف. چه مفهوم و مرتبهاى از دموكراسى مورد نظر و مطلوبشان باشد؛
ب. چه برداشت و قرائتى را از ماهيت و قلمرو دين پذيرفته باشند؛
پ. چه مبنايى را براى مشروعيت حكومت دينى به رسميت شناخته باشند؛
ديدگاههاى مختلفى را در زمينه دموكراسى و مردمسالارى دينى مطرح كردهاند كه به شكل مخالف يا موافق مطرح شدهاند. ما هم در اين نوشتار در پى طبقهبندى و تبيين اجمالى مطرحترين اين ديدگاهها برآمدهايم.
مفروضات اين بحث
در همه جاى اين نوشتار، مردمسالارى معادل دموكراسى بهكار گرفته شده است.
قرائت و برداشت واحدى از مفهوم دموكراسى و مردمسالارى در ميان صاحبنظران وجود ندارد و اين مفهوم با قرائتهاى مختلفى از سوى آنان مطرح و ارائه شده است. بهعبارت ديگر، دموكراسى از جمله مفاهيمى است كه اجماع و اتفاق نظرى در زمينه معناى آن وجود ندارد. يكى از تعاريف حداقلى آن را اينگونه مىشناساند.
«دموكراسى: حكومتى جمعى است كه در آن- از بسيارى جهات- اعضاى اجتماع بهطور مستقيم يا غيرمستقيم در اخذ تصميماتى كه به همه آنها مربوط مىشود شركت مىكنند يا مىتوانند شركت كنند».[١] اين تعريف مىتواند نقطه آغاز و معيار خوبى براى ديگر تعاريف دموكراسى باشد.
مقصود از دين در اينجا اسلام است.
دموكراسى مضاف منحصر در مدل ليبرال دموكراسى نيست بلكه مصاديق مختلف و
[١] - كارل كوهن، خوارزمى ١٣٧٣.