مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٥
مىپذيرد، لذا بر پايه باورهاى ايشان راه براى تكثرگرايى سياسى فراهم نمىشود اما دكتر سروش معتقد است تكثرگرايى دينى به انحاى مختلف آن و تكثرگرايى فرهنگى گريزناپذير است (كثرت مدلّل، معلّل و مؤوّل) و در نتيجه راه را براى تكثرگرايى سياسى باز مىكند.
با توجه به بحث تكثرگرايى، آيتالله مصباح درباره آزادى بيشتر مباحث سلبى دارد و مىكوشد آزادى به شيوه غربى را نقد كند. ايشان با مفاهيمى مانند اومانيسم، سكولاريسم و ليبراليسم به شدت مقابله مىكند و اصالت را از آن خدا مىداند. بهنظر وى آزادى بايد مطابق دين باشد. چون دين اسلام دين كاملى است، زندگى انسان بايد براساس اسلام باشد. اگر دين با آزادى قلم، بيان، مطبوعات و تفكر به شيوه غربى مخالفت نداشته باشد وجودش لغو است. لذا در باب مردمسالارى از آزادىاى دفاع مىكند كه در چارچوب موازين دينى باشد. البته ايشان با تعدد قرائتها هم موافق نيستند از اينرو مردمسالارى در اين شاخصه را با اين حدود و ثغور مىپذيرند. دكتر سروش معتقد است آزادى در گستردهترين شكل بايد در جامعه باشد بايد انديشههاى مختلف بيان گردد تا به محك درآيند و آنگاه بهترينشان انتخاب شود از نظر وى آزادى فطرى و از حقوق انسان است و تنها عدالت آنرا محدود مىكند. در واقع ايشان درباره آزادى چيزى كمتر از آزادى در دموكراسى ليبرال را نمىپذيرند.
درباره احزاب سياسى آيتالله مصباح نگرش منفى دارد و حزب را يك پديده غربى مىداند كه در اسلام وجود ندارد و به جاى آن هيأتهاى مذهبى را پيشنهاد مىكند. از نظر وى حزب به دنبال حقيقت نيست بلكه بهدنبال منافع افراد خاصى است. احزاب رقابت و كشمكش بيهوده را در جامعه گسترش مىدهند. اما دكتر سروش با طرح نظريه دموكراتيك دينى، احزاب را لازمه چنين حكومتى مىداند. احزاب از نظر وى براى كسب قدرت سياسى تلاش مىكنند كه امر مذمومى نيست. انسانها بايد بتوانند در قالب احزاب سياسى ديدگاههاى خود را سازماندهند. حزب حتى اگر يك پديده غربى باشد، مطلوب و پذيرفتنى است.