مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠١
حقيقى مجاز نيست. انسان در امور خود و ديگران حق تصرف ندارد. مردم در انتخابات هيچ مشروعيتى به حكومت فقيه نمىدهند و تنها با رأى خود به بيّنه رجوع مىكنند تا سخن خبرگان بهعنوان جهت شرعى اعتبار داشته باشد.[١] لذا انتخابات و مراجعه به رأى مردم هيچگاه مشروعيت نمىآورد تا با از ميان رفتن آنها مشروعيت نظام سياسى از بين برود.[٢]
جمهوريت از نگاه آيتالله مصباح در اسلاميت نظام حل مىشود و معناى نفى نظام سلطنتى موروثى، پيدا مىكند.[٣] «حكومت اسلامى حكومتى الهى است نه مردمى (به معناى مردمسالار و دموكراتيك) و امورى از قبيل شورى و بيعت، نه به قانون قانونيت مىبخشد و نه به حكومت مشروعيت.»[٤]
از نظر ايشان انتخابات دو فايده دارد: يكى اينكه با برگزارى آن و توجه به آراى مردم، آنها خود را در ابعاد حكومت دينى سهيم خواهند دانست و در نتيجه بيشتر و بهتر در حمايت از نظامى كه به دست خودشان تحقق يافته است، مىكوشند. فايده ديگر آن است كه نظام اسلامى با پشتيبانى مردمى مىتواند دشمنان اسلام را خلع سلاح نمايد، زيرا آنان قصد دارند نظام اسلامى را مستبد جلوه دهند. از نظر ايشان جمهورى اسلامى حكم خداوند متعال است چه مردم بخواهند چه نخواهند.[٥]
با اين توضيحات معلوم مىشود كه رأى و نظر مردم در ديدگاه آيتالله مصباح نقش كارآمدى دارد و با اين مقدمات مىتوانيم ديدگاه ايشان را درباره احزاب سياسى بهتر تبيين كنيم.
آيتالله مصباح معتقد است اسلام مردم را دعوت بهاعتصام به حبل الله مىكند و احزاب سياسى از آنجايى كه باعث گروهگرايى در جامعه مىشوند و اختلاف را تشديد مىكنند با وحدت مطلوب در اسلام منافات دارند. در اينجا اصل بر وحدت و اتحاد است. در كشورهاى
[١] - همان، ص ٢٥
[٢] - همان، ص ٢٦
[٣] - همان،( صص ٢٨- ٢٧)
[٤] - همان،( صص ٣٨- ٣٧)
[٥] - محمدتقى مصباح، حقوق و سياست در قرآن، قم: مؤسسه امام خمينى( ره)، ١٣٧٧، ص ٣١٩.