مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٦
كسانى كه معتقدند، واژه مردمسالارى دينى يك تركيب اضافى است. مفهوم مردمسالارى دينى بعد از طى فرايند عبور از نظام معرفتى در انديشه سياسى شيعه كه همواره نصوص دينى در آن نقش تعيينكننده داشته شكل گرفته است و با بررسى «وجوه مشترك» نظريات سياسى متفكران مسلمان مىتوان براى آن تعريفى اجمالى ارائه كرد. لازمه اين كار ابتدا شناسايى عناصر ذهنى و عينى مردمسالارى دينى بود كه به اختصار در اين پژوهش توصيف شد، آنگاه سعى شد با برشمردن ويژگىهاى نظام دانايى در دوره معاصر اجمالًا ضمن شناخت ويژگىهاى نظام معرفتى و مكانيسمهاى آن، دانش سياسى توليد شده مبتنى بر نصوص دينى در مورد مفهوم مردمسالارى دينى نيز بررسى شود و آنرا در صورتبندى خاصى براساس چهار الگوى مسلط مورد كاوش قرار داديم و درون اين چهار الگو را در يك فرايند سعى و خطا بررسى كرديم. نتيجه اين بررسى اجمالى را مىتوان چنين توصيف و تبيين كرد:
با تساهل و تسامح در اين پژوهش مىتوان گفت در هر چهار الگو، گونه و برداشتى از بحث مردمسالارى دينى يافت مىشود كه مىتوان به طرز تلقى آنان نسبت مفهوم مردمسالارى دينى را داد.
در الگوى اول، نقش اجرايى مردم در عرصههاى اجتماعى- سياسى از استحكام بيشترى برخوردار است و اشاره دانشوران اين گروه به ميزان آزادى و استقلال افراد در نظام سياسى، تأكيد بر مشروعيت الهى- مردمى نظام مردمسالارى دينى و سرانجام اهتمام به جايگاه عناصر نظارتى در بخش كنترل و مهار قدرت سياسى انكارناپذير است و نيز بها دادن به نقش فقيه بهعنوان كارشناس مسائل دينى و تأكيد بر نقش جدا ناشدنى نظارتى او نمود چشمگيرى دارد كه اشاره زيركانه به پذيرش مردم در زندگى سياسى خود در چارچوب قانون شريعت، موافقت ضمنى اين گروه با مفهوم مردمسالارى دينى را تا حدودى نشان مىدهد، هرچند درتصحيح نظريات نظريهپردازان اين گروه در جنبههاى تئوريك و عينى نياز به بازسازى دقيق وجود دارد.
در الگوى دوم، نيز به نقش اجرايى مردم در عرصههاى اجتماعى- سياسى اشاره شده،