مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٢
منظور شمسالدين اين است كه وجوب امور حسبه، اصل اولى درباب عدم مشروعيت سلطه انسان برانسان و عدم ولايت افراد بر افراد را مقيد مىكند، همانگونه كه اصل اولى درباب حليّت و اباحه، تسلط مردم بر طبيعت را مقيد مىنمايد.
ديدگاه محمدجواد مغنيه درباره پرسش نخست: مغنيه حكومت را از باب ضرورت مىداند و تعريف آن را بر مبناى انتظام امور قرار مىدهد و در مواردى حكومت را براساس اهدافش مورد توجه قرار داده است. ايشان در زمينه مباحث حكومت مىنويسد: حكومت امرى ضرورى و براى تضمين امنيت و اجراى عدالت است.[١] در جايى ديگر مغنيه خصلت و گونه حكومت دينى را مانند حكومت غيردينى در ويژگىها و كاركردهاى عمومى يكى مىداند و آن را شرط لازم براى حكومت دينى مىداند و به تعبيرى حكومت اسلامى را حكومت و دولت عصرى مىنامد و مىنويسد: «دولت اسلامى به يك معنا دولت عصر نيز هست، ويژگىهاى دولت عصرى حاكميت قانون و استقلال نسبى و اقتصادى و صنعتى است كه دولت و حكومت اسلامى نيز لزوماً بايد اين ويژگىها را دارا باشد.»[٢]
ديدگاه سيد فضلالله درباره پرسش نخست: سيد فضلالله برقرارى حكومت را ضرورت مىداند و برمبناى حفظ نظم عمومى قرار مىدهد و معتقد است شكل حكومت را هيچ نصى معين نكرده است و ماهيت آن را الهى مىداند. در مورد منشاً تشكيل حكومت آن را از باب حسبه مىگيرد كه براساس ضرورت ايجاد مىشود و پيشفرضِ ايشان نيز عدم انتقال حاكميت الهى به فقهاست، زيرا حكومت در اسلام را امرى اجتماعى و مدنى و تابع اراده مردم مىداند. وى در مبحث حكومت مىفرمايد: «حكومت نهادى است كه متولى حفظ نظم عمومى و امرى ضرورى است.»[٣]
ديدگاه نائينى درباره پرسش دوم: نائينى معتقد است خداوند كرامت و امانت را به بشر اعطا كرده و او را مسجود فرشتگان و خليفه خود بر روى زمين قرار داده است، خداوند مدبّر
[١] - محمدجواد مغنيه، الخمينى و الدوله اسلاميه، ص ٦٧
[٢] - همان، ص ٨٤- ٩١
[٣] - مجيد مرادى، مبانى انديشه سياسى سيد فضلالله، ص ٥٢.