مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣١
مورد ملاحظه و تأمل قرار مىدهيم، آنگاه اهميت مضاعف مقوله شورا براى ما نمايانتر مىشود. براين اساس، تكليف ديگر انسانها در هر مرتبه علمى و فقهى كه باشند و يا در هر مقام و مسئوليت اجتماعى و سياسى كه قرار گرفته باشند، مشخص است و تحت هيچ شرايطى نمىتوانند خود را بىنياز از مشورت با ديگران بدانند.
در همين راستا مىتوان به مواردى در سنت پيامبر اكرم (ص) و امام على (ع) استناد كرد كه پيامبر و امام نظر اكثريت مخالف را بر نظر خود و اقليت ترجيح داده و بدان عمل كردهاند و اينمبين آن است كه نبايد تصور كرد كه پيامبراكرم (ص) و امام على (ع) براى اصل شورا و نظر اكثريت اعتبارى قائل نشدهاند و يا آن را امرى صورى و زينتى تلقى مىكردند و براساس آن عمل نمىكردند. بهترين شاهد صحت اين ادعا، اينكه در جنگ احد، نظر پيامبر اكرم (ص) و شمار ديگرى از ياران سالمند و با تجربه وى بر آن بود كه در مدينه بمانند و در داخل شهر با دشمن بجنگند، حال آنكه اكثريت ياران وى كه غالباً از جوانان بودند براين نظر بودند كه در بيرون شهر با دشمن بجنگند. پيامبر در اينجا از نظر خود و اقليت حاضر صرفنظركرد و براساس نظر اكثريت عمل كرد و حتى به خاطر اين عمل و به دليل پايبندى به رأى و نظر اكثريت مورد اتهام واقع شد و از سوى كفار و منافقان به عنوان مسبب شكست در آن جنگ و عامل كشته شدن تعدادى از بزرگان و جنگجويان انصار قلمداد گرديد. با اين حال، اهميت وضرورت امر شورا و آثار و نتايج مثبت فراوان اين كار در جامعه هرگز از ديد آن حضرت پنهان نماند و ايشان تا به آخر عمر هيچ گاه از رايزنى با اصحاب خردمند و خيرخواه در زمينه مسائل سياسى، اجتماعى، نظامى و ... دست برنداشت.
همچنين، حضرت على (ع) نيز در جنگ صفين در چندين مورد تسليم نظر اكثريت شد، از جمله در مسأله حكميت كه مىخواست ابن عباس را به عنوان نماينده گروه خود انتخاب نمايد، ولى اكثريت يارانش ابوموسى اشعرى را انتخاب كردند و آن حضرت نيز در اينجا تسليم نظر اكثريت شد.[١] به گواهى تاريخ، مسلمانان در هر دو مورد (احد و صفين) زيانها و
[١] - جعفر شهيدى، تاريخ تحليلى اسلام تا پايان امويان، چاپ ششم، تهران: نشر دانشگاهى، ١٣٦٥، ص ٦٦.