مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٠
تصميمگيرى پيرامون امور فردى و شخصى بر مشورت با ديگران توصيه و سفارش صورت گيرد و بر آن تأكيد شود، مسلماً چنين اقدامى در رابطه با تصميمگيرى پيرامون امور اجتماعى و سياسى به طريق اولى ضرورت مىيابد. به بيان ديگر، خطرات و زيانهاى ناشى از تكروى در زندگى فردى عمدتاً به خود آن فرد و يا حداكثر به پيرامونيان و نزديكان او لطمه مىزند، حال آنكه خطرات و زيانهاى ناشى از تكروى در زندگى اجتماعى متوجه جمع كثيرى از اعضاى جامعه مىشود و به همين سبب لزوم شور و مشورت در امور اجتماعى دو چندان مىشود و هر چه امور اجتماعى كلانتر باشد و حوزه گستردهترى از جامعه را دربرگيرد، لزوم شور و مشورت نيز به همان نسبت افزايش مىيابد.
مشورت پيامبر اكرم (ص) با يارانش به هيچ وجه جنبه صورى و تشريفاتى نداشت و اينگونه نبود كه آن حضرت صرفاً به طور ظاهرى و يا براى نمايش به مخالفان و دشمنانش به چنين اقدامى متوسل شود، بلكه رايزنى آن حضرت و همچنين ديگر ائمه اطهار (ع) با اصحاب و ياران خود كاملًا جنبه حقيقى و واقعى داشته و در موارد متعددى نظر پيشنهادى ياران و افراد طرف شور پذيرفته مىشد و مبناى عمل قرار مىگرفت. نمونه مشهور چنين مواردى، پذيرفتن پيشنهاد سلمان فارسى براى كندن خندق در جريان جنگ احزاب بود كه پيامبر و مسلمانان ديگر از آن استقبال كردند. امام على (ع) در صفين، خطابه تكان دهندهاى ايراد فرمود كه در آن با تبيين حقوق متقابل زمامداران و شهروندان، درباره لزوم رايزنى در امور مىفرمايد: «از گفتن سخن حق و يا مشورت عدالتآميز، خوددارى نكنيد زيرا من (يك انسان) خويشتن را مافوق آن كه اشتباه كنم نمىدانم و از آن در كارهايم ايمن نيستم، مگر اينكه خداوند مرا حفظ كند.»[١]
تكان دهنده بودن اين خطابه و اهميت فراوان آن به اين علت است كه چنين سخنانى از زبان يك انسان معصوم و ملقب به قرآن ناطق بيان مىشوند. هنگامى كه چنين سخنانى را در كنار اعمال و رفتار ايشان و همچنين در كنار اعمال و رفتار پيامبر خدا مىگذاريم و آنها را
[١] - امامى و آشتيانى، پيشين، جلد دوم، كلام ٢١٦، ص ٣٩٨.