مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٦
از مجموع ملاحظات پيشين اهميت عنصر «رضايت» و «آزادى» در ديدگاه اسلام نسبت به حاكم و حكومت آشكار گرديد. اين عنصر در كنار عنصر «امانت» ظرفيت مناسبى را براى طرح ايده «جمعى بودن» قدرت و اقتدار در اسلام فراهم مىسازد. بر اين اساس مىتوان به اين جمعبندى اشاره كرد كه مىتوان سازگارى ديدگاه اسلام را با نخستين مؤلفه مردمسالارى، «قدرت و اقتدار جمعى» مشاهده كرد. اما اين نتيجهگيرى نمىتواند نهايى تلقى گردد و نيازمند بررسى عنصر دوم مردمسالارى از ديدگاه اسلام است كه در ادامه به آن مىپردازيم.
ب) مشاركت مردمى از ديدگاه اسلام
اسلام ايده جمعى بودن حكومت را به مفهومى خاص- كه بيان گرديد- مىپذيرد. اين ايده بيانگر مردمسالار بودن حكومت در مرحله تأسيس آن است، اما همانگونه كه روشن است مردمسالار بودن يك حكومت تنها براساس نحوه تأسيس آن نخواهد بود، بلكه ناظر به شيوه اعمال قدرت و اقتدار جمعى نيز مىباشد. به عبارت ديگر، پس از تأسيس نيز مىبايست معيارهاى مردمسالارى را داشته باشد. عنصر دوم مردمسالارى «مشاركت مردمى» ناظر به چنين مرحلهاى است. بنابراين در اين بخش از مقاله بررسى ديدگاه اسلام درباره مشاركت مردمى لازم به نظر مىرسد.
بىترديد هرگونه بحثى درباره مشاركت مردمى مستلزم توجه به مفهوم مشاركت سياسى است. تاكنون تعاريف متعددى از مفهوم مشاركت سياسى ارائه گرديده است كه از ميان آنها تعريف زير مىتواند بهمنزله راهنماى مفهومى نوشتار حاضر تلقى گردد:
«مساعى سازمانيافته شهروندان براى انتخاب رهبران خويش، شركت مؤثر در فعاليتها و امور اجتماعى و سياسى و تأثيرگذاشتن بر صورتبندى و هدايت سياست دولت.»[١]
دقت در اين تعريف بيانگر وجود ابعاد مختلف مشاركت سياسى مردمى است. مشاركت در انتخاب رهبران، شركت در فعاليتهاى سياسى اجتماعى و تأثيرگذارى بر سياستها و
[١] - على آقابخشى و مينو افشارىراد، فرهنگ علوم سياسى، تهران: نشر چاپار، ١٣٧٩، ص ٤٤٨.