مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٥
اينباره آشكارتر سازد. در نامهاى كه ايشان به طلحه و زبير مىنويسند به اين واقعيت اشاره مىكنند كه بيعت مشروع بيعتى است كه با اراده و اختيار انجام گيرد:
«دانستيد، هرچند پوشيده داشتيد كه من پى مردم نرفتم تا آنان روى به من نهادند و من با آنان بيعت نكردم تا آنان دست به بيعت من گشادند و شما دو تن از كسانى بوديد كه مرا خواستند و با من بيعت كردند.»[١]
اين نامه به خوبى بيانگر نقش اراده و آزادى هنگام بيعت با حاكم اسلامى از ديدگاه امام على (ع) است. ايشان تأكيد مىكنند كه چون بيعت با اختيار و آزادانه صورت گرفته است، مشروعيت دارد و از اعتبار برخوردار مىباشد. افزون بر اين در برخى از منابع نقل شده است كه وقتى مردم با امام على (ع) بيعت كردند، امام به سعد وقّاص فرمود: «مردم با من بيعت كردند تو نيز بيعت كن.» او گفت: «پس از آنكه همه بيعت كردند، من بيعت مىكنم.» امام فرمود: «از نظر من بر تو باكى نيست.» سپس به مردم گفت: «راهش را باز كنيد.»[٢] و در جاى ديگر فرمود:
«كسى كه از روى اطاعت با من بيعت كرد پذيرفتم و كسى كه از بيعت با من امتناع ورزيد، او را وادار به بيعت نكردم و رهايش ساختم.»[٣]
اين سخنان به خوبى ضرورت آزادانه بودن بيعت را از ديدگاه امام على (ع) نمايان مىسازد و نشان مىدهد كه از نظر اميرالمؤمنين حاكم اسلامى براى حكومت نياز به رضايت مردم دارد. از نظر ايشان بيعت و رضايت مردم چنان با اهميت است كه حتى در انتصاب فرمانداران و واليان خود نيز به آن توجه مىكند و رضايت و مقبوليت مردمى را در تفويض قدرت در نظر مىگيرد. بههمين دليل هنگام چنين نصبى به والى خود مىفرمايد:
«پس اگر تو را پذيرفتند و با رضايت به تو روى آوردند، امر آنها را بپادار و اگر نسبت به تو اختلاف كردند آنها را رها كن.»[٤]
[١] - نهج البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدى، نامه ٥٤، ص ٣٤١
[٢] - ابوالحسن احمد بن يحيى البلاذرى، انساب الاشراف، حققه و قدم له سهيل زكّار و رياض زركلى، ج ٣، خطبه ٩٢
[٣] - ابواسحاق ابراهيم بن محمد ثقفى كوفى اصفهانى، الغارات، ج ١، ص ٣١٠
[٤] - جورج جرداق، الامام على صوت العدالة الانسانيه، ج ٢، ص ٢٨٨.