مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٣
انسان امرى همگانى و «جعلى» در نظر گرفته شده است.
«واذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ انّي جاعِلٌ في الارضِ خَليفَة قالوُا اتَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِماء وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قال انّي اعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون؛ (به يادآور) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمين جانشينى قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند: آيا كسى را در آن قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند، ما تسبيح و حمد تو را بهجا مىآوريم و تو را تقديس مىكنيم. [پروردگار] فرمود: من حقايقى را مىدانم كه شما نمىدانيد.» (بقره/ ٣٠)
در اين آيه نيز انسان خليفه و جانشين خداوند بر روى زمين مىباشد، دليل آن وجود حقايقى است كه خداوند از آنها آگاه است.
«هو الذي جَعَلكُم خَلائِفَ في الارضِ، فَمَنْ كَفَر فَعَليهِ كُفْرُهُ ...؛ اوست كه شما را جانشينانى در زمين قرار داد، هركس كافر شود، كفر او به زيان خودش خواهد بود ....» (فاطر/ ٣٩)
اين آيه نيز با اشاره به مقام خلافت انسان، انكار و ناسپاسى در برابر آن را موجب زيان و آسيب مىداند.
ايده خلافت الهى انسان در آثار برخى از انديشمندان مسلمانان در دوران معاصر بسيار مورد توجه و تأكيد قرار گرفته است. بهنظر شهيد صدر «حاكميت انسانى در زمين (دوران وحدت اوليه) بهصورت خلافت انسان و استخلاف بوده است، در مرحله بعد حاكميت پيامبران (دوران پراكندگى و اختلاف) مطرح مىگردد. در حاكميت پيامبران دو خط خلافت انسان و نظارت به دليل عصمت آنان يكى مىشود و مشروعيت حاكميت جنبه شرعى و الهى محض مىيابد. مرحله بعدى حاكميت ائمه اطهار كه امتداد حاكميت پيامبر اسلام مىباشد و مرحله بعدى در عصر غيبت مجدداً «خلافت انسان» تحقق مىيابد و افراد انسانى به اداره سرنوشت خود و جامعه مىپردازند، اما چون يك بعد از اين حاكميت شرع و دين است، ضرورت نظارت و گواهى «مراجع عام» در كنار حاكميت انسان و همراه آن مطرح مىگردد و سرانجام مرحله تحقق مجدد حاكميت امام معصوم (عج) است كه در اين مرحله در واقع دو