شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٩
از همين روست كه خداوند متعال، فرموده است: «و كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا، دروغ مىبندد يا مىگويد: «به من وحى شده»، در حالى كه چيزى به او وحى نشده است؟ و [نيز ستمكارتر از] آن كس كه مىگويد: «به زودى، نظير آنچه را خدا نازل كرده است، نازل مىكنم»؟»، و نيز در اين آيه شريف، فرموده است: «و كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا، دروغ بسته يا آيات او را تكذيب نموده است؟ بى ترديد، ستمكاران، رستگار نمىشوند». همچنين است كسى كه حق را كه پيامبران آوردهاند و بر درستى آن، حجّتها اقامه شده است، تكذيب كند.
ستمكارتر از چنين كسى، وجود ندارد.
٣١١. تاريخ الطبرى: سَرى، به نقل از شُعَيب، از سيف، از طلحة بن اعلَم، از عبيد بن عُمَير، از اثال حَنَفى- كه با ثمامة بن اثال بود- برايم نوشت كه: اثال مىگويد: مُسَيلَمه، با هر كسى سازش مىكرد و دل او را به دست مىآورد و باكى نداشت كه مردم، بر كارى زشت از او، آگاه شوند. نهار، رَجّال بن عَنفُوه، با او بود. نهار، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفته و قرآن را خوانده بود و در دين، شناخت به دست آورده بود. از اين رو، پيامبر صلى الله عليه و آله وى را نزد مردم يَمامه فرستاد تا [قرآن و تعاليم اسلام را] به آنان آموزش دهد و مردم را بر مُسَيلَمه بشورانَد و كار مسلمانان را استوار گردانَد؛ امّا فتنه او براى بنى حنيفه، بزرگتر از مُسَيلَمه شد؛ زيرا شهادت داد كه از محمّد صلى الله عليه و آله شنيده است كه مىگويد مُسَيلَمه را در كار پيامبرى خويش، شريك گردانيده است. از اين رو مردم بنى حنيفه، او را تصديق كردند و دعوتش را پذيرفتند و به او گفتند كه به پيامبر صلى الله عليه و آله نامه بنويسد و قول دادند كه اگر پيامبر صلى الله عليه و آله نپذيرفت، به مُسَيلَمه بر ضدّ او كمك كنند. پس نهار رَجّال، هر چه مىگفت، مُسَيلَمه مىپذيرفت و مطابق نظر وى، كار مىكرد. مُسَيلَمه، به نام پيامبر صلى الله عليه و آله اذان مىگفت و در اذان، شهادت مىداد كه محمّد، پيامبر خداست. مؤذّن خودِ او، عبد اللَّه بن نوّاحه بود و كسى كه برايش اقامه نماز را مىگفت، حُجَير بن عُمَير بود كه به پيامبرى او، شهادت مىداد. وقتى حُجَير به اداى شهادت مىرسيد، مُسَيلَمه مىگفت: «بلند بگو، اى حُجَير!» و او صدايش را بلندتر مىكرد و بدين سان، مُسَيلَمه، در تصديق خود و نهار، و گمراه كردن كسانى كه مسلمان شده بودند، مىكوشيد و حُرمت او در دل پيروانش، بالا گرفت.
اثال مىگويد: مُسَيلَمه، در يَمامه، حرمى را معيّن نمود و از [تعدّى به] آن، نهى