شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٣ - ه - اسرار آفرينش كوهها
را از پستىها و دشتهايش، برآمده ساخت و ريشههاى آنها را در دلِ زمينهاى پيرامونشان و جاهايى كه برقرارند، فرو بُرد. ستيغهاى آنها را به سوى آسمان، بَر كشيد و نوك آنها را دراز گردانيد. آنها را تكيهگاه زمين، قرار داد و ميخسان، آنها را در زمين كوبيد. پس زمين، از تكان و لرزش، آرام گرفت، از اين كه ساكنان خود را بلرزانَد، يا بار خود را در دلِ خويش، فرو بَرَد، يا از جاى خود، حركت كند.
٢٦٣. امام على عليه السلام: [خداوند،] آفريدگان را به قدرت خويش آفريد و بادها را به [لطف و] رحمت خود، به حركت در آورد و جنبش زمين خود را به وسيله كوهها، ميخكوب [و آرام] كرد.[١]
٢٦٤. امام على عليه السلام: ميان فضا و زمين را گشاده ساخت و هوا را براى نفس كشيدن ساكنان آن، آماده ساخت و زمينيان را با تمام وسايل معاششان آفريد. آن گاه، بَرَهوت زمين را- كه آب چشمهها از جارى شدن بر بلندىهاى آن ناتوان است و جويبارها را راهى براى رسيدن به آنها نيست-، وا نگذاشت؛ بلكه ابرهاى بارور را برايش پديد آورد تا زمينهاى مُردهاش را زنده گردانَد و رُستنىهايش را برويانَد.
ابرهاى آنها را- كه چونان گياهان نيمهخشكيده، پراكنده و پارههاى آنها از هم جدا بودند-، به هم بر آورد تا آن كه امواج ابرهاى بارانزا به تلاطم در آمدند و آذرخشِ آنها در كرانههايشان بر جَهيد و درخشش آن در دل ابرهاى سپيد كوهپيكر
[١]. امام عليه السلام تأكيد مىكند كه خداى سبحان، وقتى كوهها را در زمين آفريد، براى هر كوهى ريشهاى در زمين نهاد كه اين ريشه، همان ميخ است. اين ميخ يا ريشه، دو كاركرد دارد: اوّل، حفظ كوه از افتادن و لغزيدن، يعنى همان پديدهاى كه براى كوه سلط در نزديكى عمّان پيش آمد و دچار لغزش و رانش شد. دوم، اين كه اين ريشه فرو رفته در پوسته زمين، خود، لايههاى زمين را به يكديگر محكم مىكند و آنها را از حركت و تكان، باز مىدارد، درست مانند ميخكوب كردن صفحات فلزّى به يكديگر كه ما انجام مىدهيم. اين، كاركرد كوهها نسبت به ثبات زمين است؛ امّا كاركرد كوهها نسبت به استقرار زندگى انسان، اين است كه وجود كوهها در زمين، خاك و صخرههاى موجود در سطح زمين را از جا به جا شدن و از بين رفتن، حفظ مىكند و آنها را از تأثير توفانها و گردبادها، نگه مىدارد و بدين سان، زمينه برقرارى يك زندگى انسانى و يكنواخت در كوهها و دشتها و درّهها، فراهم مىآيد. اگر سطح زمين، يكسره هموار و بدون كوه و ارتفاعات مىبود، همواره در معرض تغيير قرار داشت و دستخوش دگرگونى مىشد.