شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٥ - ٢/ ٨ حالت پيامبر هنگام نزول وحى
نازل شد كه سوار بر شترش بود و آن حيوان نتوانست كه پيامبر صلى الله عليه و آله را تحمّل كند. از اين رو، ايشان از شتر، پياده شد.
٢٠٤. مسند ابن حنبل- به نقل از اسماء بنت يزيد-: من مهار عضبا، ناقه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، را گرفته بودم كه [سوره] مائده، تماماً بر ايشان، فرو فرستاده شد[١] و چيزى نمانده بود كه از سنگينى آن، بازوى ناقه بشكند.
٢٠٥. صحيح البخارى- به نقل از صفوان بن يعلى بن اميّه-: يعلى مىگفت: كاش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در هنگامى كه وحى بر ايشان نازل مىشود، ببينم! روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در جِعِرّانه بود و پارچهاى را به صورت سايبانى براى ايشان، در آورده بودند و عدّهاى از يارانش نيز با او بودند كه باديهنشينى، در حالى كه ردايى آغشته به عطر بر تن داشت، آمد و گفت: اى پيامبر خدا! در باره مردى كه با ردايى آغشته به عطر، براى عمره مُحرم شده باشد، چه مىگويى؟
عمر، با دستش به يعلى اشاره كرد كه: بيا.
يعلى آمد و سرش را داخل [چادر سايهبان] كرد. ديد كه پيامبر صلى الله عليه و آله صورتش سرخ شده است و [مانند شخص خوابيده] صداى خاصّى از او شنيده مىشد.
ايشان، ساعتى بدين حال [، مشغول دريافت وحى] بود و سپس به حالت عادى باز گشت.
٢٠٦. صحيح البخارى- به نقل از زيد بن ثابت-: زانوى پيامبر صلى الله عليه و آله به زانوى من چسبيده بود
[١]. نصّ اين حديث و ظاهر حديث قبل، دلالت دارند كه كلّ سوره مائده، يكجا و يكباره، نازل شده استو اين، با همه احاديث ديگر و سياقهاى سوره كه بر نزول تدريجى آن دلالت دارند، مخالف است. همچنين با آنچه در اسباب نزول( آيات ٣، ٤، ٦، ٨، ١١، ١٥، ٥٥ و ٦٧ و ...) وارد شده است، ناسازگارى دارد. بنا بر اين، با چشمپوشى از سند اين دو روايت، بايد قيد« كلّ» را در حديث دوم، زايد دانست. در اين صورت، مىتوان از اين حديث و حديث قبل، برداشت كرد كه نزول ابتداى سوره يا نزول بيشتر و قسمت عمدهاى از آن، در مورد چيزى است كه راوى، بازگو مىكند. و اللَّه العالم!