شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧ - شناخت قرآن
هان، اى حوزههاى علميه و دانشگاههاى اهل تحقيق! به پاخيزيد و قرآن كريم را از شرّ جاهلان متنسِّك و عالمان متهتّك[١] كه از روى علم و عمد، به قرآن و اسلام، تاخته [اند] و مىتازند، نجات دهيد و اين جانب، از روى جِد، نه تعارف معمولى، مىگويم از عمر به باد رفته خود در راه اشتباه و جهالت، تأسف دارم. و شما اى فرزندان برومند اسلام! حوزهها و دانشگاهها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسيار مختلف آن، بيدار كنيد. تدريس قرآن در هر رشتهاى از آن را مَحطّ نظر[٢] و مقصد اعلاى خود قرار دهيد. مبادا خداى ناخواسته در آخر عمر- كه ضعف پيرى بر شما هجوم كرد-، از كردهها پشيمان و تأسف بر ايام جوانى بخوريد، همچون نويسنده.[٣]
شايان ذكر است كه مشابه آنچه در پايان فرمايش امام خمينى قدس سره آمده، در سخنان ديگر بزرگان (مانند: فيض كاشانى و ملا صدرا)[٤] نيز به گونهاى
[١]. اشاره است به حديثى از امام صادق عليه السلام كه فرمود:« قَطَعَ(/ قَصَمَ) ظَهرى اثنانِ: عالِمٌ مُتَهَتِّكٌ و جاهلٌمُتَنَسِّكٌ؛ دو گروه، پشت مرا شكستند: عالمان بى تقوا و جاهلانِ پايبند به ظواهر شرع»( عوالى اللآلى: ج ٤ ص ٧٧، معدن الجواهر: ص ٢٦).
[٢]. مورد توجه؛ منظور نظر.
[٣]. صحيفه امام: ج ٢٠ ص ٩١- ٩٣( پيام امام به حجاج بيت اللَّه الحرام در ١٦ مرداد ١٣٦٥).
[٤]. صدر المتألّهين در مقدّمه تفسير سوره واقعه( ج ٧ ص ١٠- ١١) مىنويسد:« من، پيشترها، زياد ومكرّر به مطالعه كتابهاى حكيمان صاحبنظر مىپرداختم و به آنها بسيار مراجعه داشتم، تا جايى كه پنداشتم چيزى هستم. وقتى اندكى بصيرت پيدا كردم و به حالم نگريستم، ديدم هر چند چيزهايى از صفات خدا و تنزيه او از صفات امكانى و حادث و مقدارى از معاد نفوس انسانها به دست آوردهام، ليكن از علوم حقيقى و حقايق عينى- كه با ذوق و وجدان، قابل درك اند- بيگانهام؛ علومى از شناخت خدا و صفات و اسما و كتابها و فرستادگان او و شناخت نفس و احوال آن، از قبر و باز زنده شدن و حساب و ميزان و صراط و بهشت و جهنّم و چيزهاى ديگر، كه حقيقتشان جز با تعليم خداوند و كشف نور نبوّت و ولايت، قابل فهم و شناخت نيست ....
از اين رو بود كه به يقين دريافتم كه اين حقايق ايمانى، جز با تصفيه دل از هوس، و پاك كردن آن از عوارض دنيايى، و كناره گرفتن از همنشينى با مردمان، بخصوص زيركان، و تدبّر در آيات خدا و حديث رسول خدا و خاندانش عليهم السلام و سلوك در راه شايستگان در اين عمر كوتاه باقى مانده، ميسّر نيست، در حالى كه راه طولانى است. وقتى ناتوانىام را دريافتم و يقين كردم كه چيزى نيستم، در حالى كه از پرتو نور، تنها به سايه بسنده كرده بودم، به خاطر اضطرار فراوان، از جانم شرارهاى عظيم برخاست و در دلم شعلهاى از نور افتاد و عنايت ازلى با رحمت خود، آن محروميت را جبران نمود و مهر ربّانى با اندكى از تابش نورهاى ملكوت به دلم نظر افكند و از درياى جود، قطرهاى از اسرار وجود بر من افاضه كرد. آشكار كننده نهانها و نوربخش ماهيتها، حظّ كمى از اسرار آيات و شواهد بيّنات را نصيب من نمود. اين گونه من به رموز تنزيل و حقايق تأويل، آگاه شدم و با گزينش خداوند و پيامبرش، آغاز به تفسير برخى سورهها و آيهها كردم و در برطرف كردن حجابها و كشف نقابها از وجوه آيههاى روشن الهى كوشيدم. الحمد للَّه، ديدم آيههاى قرآن همانند طبقههاى بهشت، درهايى باز دارند و در آنها، چهرههايى از حور العين به چشم مىآيد كه به اصحاب كشف و يقين ندا مىدهند: سلام بر شما! گوارايتان باد! وارد آن شويد، براى هميشه. اين گونه بود كه بسيارى از آيهها و سورههاى بلند و كوتاه را تفسير كردم ...». همچنين فيض كاشانى رحمه الله در رساله الإنصاف مىنويسد:« چندى در مطالعه مجادلات متكلّمين خوض نمودم و به آلت جهل در ازالت جهل، ساعى بودم و چندى در طريق مكالمات متفلسفين به تعلّم و تفهّم پيمودم و يك چند بلندپروازىهاى متصوّفه در اقاويل ايشان ديدم و يك چند در رعونتهاى من عنديّين گرديدم تا آن كه گاهى در تلخيص سخنان طوايف اربع، كتب و رسائل مىنوشتم و گاهى از براى جمع و توفيق، بعضى را در بعضى مىسرشتم مِنْ غير تصديق بكلّها و لا عزيمة قلب على جلّها بل أحطت بما لديهم فى ذلك على التمرين زبراً، فلم أجد فى شىء من إشاراتهم شفاء علّتى و لا فى أدواة عباراتهم بلال غلّتى حتّى خفت على نفسى .... ثمّ أنبت إلى اللَّه و فوّضت أمرى إلى اللَّه فهدانى اللَّه ببركة متابعة الشرع المبين إلى التعمّق فى أسرار القرآن و أحاديث آل سيّد المرسلين- صلوات اللَّه عليهم-[ يعنى: بىآن كه همهاش را تصديق كنم و دلم طالب تمام آنها باشد، بلكه احاطه پيدا كردم بر تمرين به بخشى از داشتههاى آنان، و در اشارات آنان، هيچ شفايى براى بيمارىام، و در سخنان و عباراتشان، هيچ مايه رفع تشنگى نيافتم، تا جايى كه بر خودم نگران شدم .... سپس به خدا انابه كردم و كارم را به خداوند وا گذاردم و خدا مرا به بركت تبعيت از شرع مبين، هدايت كرد به ژرفكاوى در رموز قرآن و احاديث خاندان سيّد مرسلين- كه صلوات خداوند بر آنان باد-]( ده رساله: ص ١٨٣- ١٨٤« الإنصاف»).