شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣ - ٦ داشتن بطون و لايههاى معنايى
عِندَ كُلِّ قَومٍ غَضٌّ، إلى يَومِ القِيامَةِ.[١]
چون خداوند، آن را براى زمانى خاص و مردمى خاص، فرو نفرستاده است. به همين دليل، قرآن، در هر زمانى، نو، و براى هر مردمى، تا روز قيامت، تازه است.
اين ويژگى، حاكى از آن است كه معارف قرآن، لايههاى عميق و متعدّدى دارند كه در مقاطع مختلف تاريخ، كشف مىشوند و مورد بهرهبردارى قرار مىگيرند. البته هر كسى، قادر به كشف معارف عميق و حقايق دقيق قرآن نيست؛ بلكه تنها كسانى از اين توانايى برخوردارند كه از نظر علمى و عملى، شايستگىهاى لازم را داشته باشند.
٦. داشتن بُطون و لايههاى معنايى
قرآن، به سان متنِ دستنوشته آدمى نيست كه هر چه قدر عميق باشد، باز هم بتوان به عمق و كُنه آن رسيد. قرآن، سخن خداوند حكيمِ دانا و بىنهايت است كه عالَم و آدم را آفريد و از اعماق وجود هستى، آگاه است. حقيقت و اعتبار، دست اوست.
ذهن و عين، در اختيار اوست. مكتوب و مخلوق، ازآن اوست. خداوند، بر پايه اين حكمت و دانايى، كتابش را چنان منظّم ساخته كه جز او و آن كه او بخواهد، كسى نمىتواند به كنه آن برسد. اين، همان چيزى است كه از آن به «بطون قرآن» يا «لايههاى معنايى قرآن»[٢] و نيز «حقايق قرآنى» ياد مىشود.
در حديثى از امام باقر عليه السلام آمده است:
إنَّ لِلقُرآنِ بَطناً، وَ لِلبَطنِ بطناً.[٣]
قرآن، باطنى دارد و باطن آن هم باطنى دارد.
[١]. ر. ك: ج ٣ ص ٢٤ ح ٧٣٨. نيز، ر. ك: عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج ٢ ص ٨٧ ح ٣٢.
[٢]. ر. ك: ج ٤ ص ٢٤( بخش ششم/ فصل يكم: پژوهشى در باره شماره بطنهاى قرآن).
[٣]. ر. ك: ج ٤ ص ٢٠ ح ١٤٦٧.