شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٤ - دو اشكال محتوايى
دستهبندى اين روايات، بهتر مىتوان به ضعف دلالى آنها پىبرد:
روايات تفسيرى: شمارى از روايات مورد استناد محدّث نورى،[١] رواياتى اند كه به عنوان تفسير آيات، به فزونىهايى در لابه لاى آيات ناظرند؛ نظير روايتِ:
«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ»
- إلى مُحَمَّدٍ وَ أَهلِ بَيتِهِ-
«ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً»
بِالَولَايةِ- «مرضية»- بِالثَّوابِ- «فادخلى فى عبدى»- يَعنى مُحَمَّداً وَ أَهلِ بَيتِهِ- «و ادخلى جنتى».[٢]
اى نفس آرام گرفته- به محمد و خاندانش- به سوى پروردگارت برگرد، خشنود- به ولايت- و مورد خشنودى خداوند- به ثواب- و داخل در بندگان من شو- يعنى محمد و خاندانش- و وارد بهشت من شو.
چنان كه پيداست فقراتى كه در لابه لاى آيات آمده به تفسير يا تطبيق آيات ناظرند و مقصود آن نيست كه اين فقرات جزو قرآن نازل شده بوده و آن گاه از آن حذف شدهاند؛ چنان كه كلمه «
يعنى
» در پايان نقل مختصر شده اين روايت در تفسير القمّى، گواه مدّعاست؛[٣] درست مانند روايتى كه در آن توصيه شده كه پس از قرائت سوره توحيد «
كَذلِكَ اللَّهُ رَبّي
» بگوييد.[٤] پيداست كه اين روايت ناظر به آداب تلاوت قرآن است.
روايات ناظر به قرائات خاصّ اهل بيت عليهم السلام: در شمارى از روايات،[٥] قرائاتى به ائمه نسبت داده شده كه با قرائت متواتر و متداول ميان مسلمانان مخالف است؛ نظير روايت «
يحَكُمُ بِهِ ذو عَدلٍ مِنكُم
» كه فقره «ذَوا عدلٍ» در قرائت متعارف آيه ٩٥ مائده را «ذو عدل» دانسته است كه بر اساس اين قرائت، براى اثبات مطلب، گواهى يك عادل
[١]. فصل الخطاب: ص ٢٧٥.
[٢]. تفسير القمى: ج ٢ ص ٤٢٢؛ تفسير الصافى: ج ٥ ص ٣٢٨.
[٣]. تفسير القمّى: ج ٢ ص ٤٢٢:« واخُلي جنّتي، يعنى الحسين بن على عليه السلام».
[٤]. جامع احاديث الشيعة: ج ٥ ص ١١، ٢١ و ١١٤.
[٥]. الكافى: ج ٥ ص ٥٢٢، ج ٨ ص ١٨٣ و ٢٠٥.