شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥ - الف - چينش متون
به جاى ذكر اسامى آنها يكى پس از ديگرى، از عبارت: «بإسناده (با سندش)» در صدر و «عن آبائه (از پدرانش)» در پانوشت، استفاده مىكنيم كه بيانگر اين اتّصال است.
چهار. هر گاه در منبع، از مروىٌّ عنه (گوينده اصلى حديث)، صراحتاً نام برده نشده باشد، بلكه فقط كُنيه يا لقب او ذكر شده باشد (مثل: ابو الحسن، ابو محمّد، العبد الصالح و ...)، چنانچه مقصود از آن كنيه يا لقب را احراز كنيم، نام مروىٌّ عنه را هم مىآوريم، و اگر احراز نكنيم، به همان نحو كه آمده، يعنى با كنيه يا لقب، ذكر مىنماييم و در پانوشت، احتمالات مطرح در مورد قائل حديث را مىآوريم.
پنج. هر گاه در پانوشت، بعد از منبع دوم يا منبع پس از آن، نام قائل (مَروىٌّ عنه) را ذكر كنيم، اين، بدان معناست كه حديث در اين منبع، از هموست و نه از ديگرى كه در صدر حديث، ياد شده است؛ و هر گاه پس از نام قائلِ ياد شده در پانوشت، عبارت «عنه صلى الله عليه و آله» يا «عنه عليه السلام» را بياوريم، اين، بدان معناست كه اين قائل، حديث را بهكسى كه در صدر حديثْ نام برده شده، اسناد داده است.
٧. چنان كه آمد، در تدوين و نگارش اين مجموعه و نيز ديگر دانشنامههاى تدوين شده در اين پژوهشكده، از روش موضوعى پيروى مىكنيم كه اين، خود، بُرش متون معيّنى از گزارشهاى مربوط به موضوع مورد نظر را اقتضا مىكند. اين نكته، يكى از اصولى است كه براى پرهيز از تكرار، نمىتوان از آن صرف نظر كرد، مخصوصاً در متنهاى طولانى. ما همواره مىكوشيم تا آن بُرش نقل شده، كامل، تام و خالى از ابهام باشد، هر چند با آوردن توضيحات لازم در آغاز متن، و البته با رعايت زيبايىِ سياق و وارد نيامدن خدشهاى به نظم متن.
بنا بر اين، صدر حديث- كه نوشته ماست-، در واقع، مكمّل متن است، به طورى كه بدون آن، گاه فهم حديث، ناممكن مىشود، و گاهى اوقات هم اين صدر