شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨١
كرد و متجاوزان به حريم آن را مجازات مىكرد. پس آن حرم، اعتبار يافت. روستاهاى قبايل همپيمان، تيرههايى از بنى اسيد- كه خانههايشان در يَمامه بود-، در حرم واقع شده بود. بنا بر اين، خانههايشان در محدوده حرم بود. اين همپيمانان، عبارت اند از: سَيحان، نُماره، نمر و حارث بنى جُروه. اگر سالى حاصلخيز بود، محصول مردم يَمامه را غارت مىكردند و به حرم، پناه مىبردند. اگر كسى به تعقيب ايشان مىپرداخت، وقتى وارد حرم مىشدند، از تعقيب آنها خوددارى مىكردند و اگر تعقيبشان نمىكردند، به مراد خود رسيده بودند. اين غارتگرى آنان، چندان فزونى گرفت كه مردم [از مُسَيلَمه] بر ضدّ آنها، كمك خواستند. مُسَيلَمه گفت: منتظرم كه در باره شما و آنها، از آسمان، وحى برسد!
سپس به ايشان چنين گفت: «سوگند به شب تار، و گرگ سياه، و بچّه شتر گوش بُريده، كه اسَيديان، حُرمت حرم را نشكستهاند!».
دادخواهان گفتند: مگر غارت كردن در حرم و تباه كردن اموال، شكستن حرمت حرم نيست؟!
اسَيديان، به غارت، ادامه دادند و مردم، دوباره از مُسَيلمَه كمك طلبيدند. او باز گفت:
منتظر وحى مىمانم!
آن گاه گفت: «سوگند به شب تار، و گرگ درنده، كه اسيد، تَر و خشكى را نبُريدهاند!».
دادخواهان گفتند: آنان، نخلهاى تَر را بُريدهاند و ديوارهاى خشك را ويران كردهاند.
مُسَيلَمه گفت: برويد و برگرديد، كه حق با شما نيست.
از جمله چيزهايى كه او [به عنوان وحى آسمانى] براى مردم در باره آنان مىخوانْد، اينها بود: «بنى تميم، قومى پاك و پُر زاد و ولدند و از آسيبِ نابودى، به دورند. تا هنگامى كه زندهايم، از آنان به نيكى حمايت مىكنيم، و آنان را از هر انسانى، محافظت مىنماييم، و چون مُرديم، كارشان با خداى رحمان است».
نيز مىگفت: «سوگند به گوسپندان و رنگهاى آنان، و از همه شگفتتر، گوسپندان سياه و شيرهاى آنها، كه خودشان سياه اند و شيرشان سفيد! و اين، شگفتىِ محض است، و آب را به شير آميختن، روا نيست. چرا [در ميهمانى خود] شير و خرما نمىخورانيد؟».
و مىگفت: «اى قورباغه، دختر دو قورباغه! قور قور كن كه چه خوش، قور قور مىكنى! بالايت، در آب است و پايينت، در گِل. نه نوشندهاى را [از نوشيدن] باز مىدارى، و نه آبى را گِلآلود مىسازى».
و مىگفت: «سوگند به زنان بذرافشان! سوگند به زنان دروگر! سوگند به زنانى كه