شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٥ - ٥/ ٢ - ١ فصاحت و بلاغت
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود: «بگو، اى ابو وليد! مىشنوم».
گفت: اى برادرزاده! اگر هدفت از اين چيزى كه آوردهاى، پول و ثروت است، ما براى تو از دارايىهاى خويش، چندان گِرد مىآوريم كه ثروتمندترينِ ما شوى. اگر در پىِ رياست [و بزرگى] هستى، تو را رئيس خود قرار مىدهيم تا جايى كه بدون نظر تو، دست به هيچ كارى نزنيم. اگر در پى پادشاهى هستى، تو را پادشاه خود مىگردانيم، و اگر اين چيزى كه نزد تو مىآيد، جن است و آن را مىبينى و نمىتوانى از خودت دورش گردانى، برايت در پىِ معالجه بر مىآييم و هزينه آن را از اموال خود مىپردازيم تا تو را از آن، بهبود بخشيم؛ چراكه، گاه جن بر انسان چيره مىآيد و بايد آن را مداوا كرد (يا سخنى شبيه آن گفت).
چون سخنان عتبه به پايان رسيد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه به حرفهاى او گوش مىداد.
فرمود: «تمام شد، اى ابو وليد؟». گفت: آرى.
فرمود: «حالا تو از من بشنو». عتبه گفت: مىشنوم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «به نام خداى بخشاينده مهربان. حا. ميم! فرو فرستادهاى است از سوى بخشاينده مهربان. كتابى است كه آيات آن به روشنى بيان شده. قرآنى است به زبان عربى، براى مردمى كه مىدانند. مژده دهندهاى است و بيم دهندهاى؛ ليكن بيشتر آنان روىگردان شدند. در نتيجه نمىشنوند. و گفتند: دلهاى ما از آنچه ما را به سوى آن مىخوانى، سخت محجوب است».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به تلاوت آيات براى او ادامه داد. عتبه با شنيدن اين آيات از پيامبر صلى الله عليه و آله، خاموش شد و دستهايش را به كمرش زد و به آنها تكيه داد و به گوش دادن پرداخت.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به [آيه] سجده رسيد و به سجده رفت. سپس فرمود: «اى ابو وليد! شنيدى آنچه را شنيدى. اينك، خود مىدانى».
عتبه برخاست و به طرف دوستانش رفت. آنها به يكديگر گفتند: به خدا سوگند مىخوريم كه ابو وليد با غير آن حالتى كه رفت، نزد شما مىآيد. چون نزد ايشان نشست، گفتند: چه خبر، اى ابو وليد! گفت: خبر، اين كه سخنى شنيدم كه به خدا سوگند، هرگز مانند آن را نشنيده بودم. به خدا سوگند، نه شعر است، نه افسون و نه پيشگويى. اى جماعت قريش! از من، اطاعت كنيد و اين يك مورد را به حرف من، گوش كنيد. اين مرد را به كار خود، وا گذاريد و از او كناره گيريد؛ زيرا- به خدا سوگند- در سخنى كه از او شنيدم، خبرى بزرگ نهفته است. بنا بر اين، اگر عرب او را از بين بردند، به دست ديگران،