دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٥ - ٤/ ١٠ گزارشهاى رسيده در باره نام و موطن ياوران امام عليه السلام
پادشاه به او مىگويد: واى بر تو! تا حال كجا بودى و چرا تا كنون اين خبر را به من نرساندهاى؟
راهب مىگويد: اگر نمىترسيدم كه پادشاه با كشتن افرادى بىگناه، به گناه بيفتد، اين آگاهى را به او نمىدادم تا به چشم خود ببيند و مشاهده كند. پادشاه مىگويد: آيا مىپندارى كه او را مىبينم؟ مىگويد: آرى، سال نمىگذرد كه سوارانش مركز سرزمينهايت را لگدمال مىكنند و اين افراد [گم شده] مذهب شما را به آنها خبر مىدهند. پادشاه به او مىگويد: آيا كسى را دنبال آنها نفرستم تا خبرى از آنها برايم بياورد و نامهاى برايشان بنويسيم؟ راهب به او مىگويد: تو كسى هستى كه تسليم او مىشوى و از او پيروى مىكنى و مىميرى و يكى از يارانش بر تو نماز مىخواند.
و آنان كه در سرانديب و سمندر فرود مىآيند، چهار تن از تاجران فارس هستند كه از كار خود بيرون مىآيند و در سرانديب و سمندر مستقر مىشوند تا صدا [ى قيام] را بشنوند و به سوى آن رهسپار شوند.
و آن كه از كشتىاش در آبهاى شلاهط مفقود مىشود، مردى از يهوديان اصفهان است كه ميان كاروانى از شلاهط بيرون مىآيد و هنگامى كه شبانه در دريا حركت مىكند، ندايى مىشنود و از كشتى بيرون و بر زمينى استوارتر از آهن و نرمتر از حرير فرود مىآيد و ناخدا به سوى او مىرود و مىنگرد و فرياد بر مىآورد:
همراهتان را دريابيد كه غرق شد! و آن مرد ندا مىدهد: مشكلى ندارم. من روى زمين صافم. و ميان او و آنها جدايى مىافتد و زمين زير پايش، در هم مىپيچد و اين زمان، همه افراد گروه به مكّه مىرسند و هيچ كس از آنان جا نمىماند».[١]
١٦١٢. دلائل الإمامة- با سندش به نقل از مسعدة بن صدقه-: امام صادق عليه السلام سپس ياوران قائم عليه السلام را براى ابو بصير نام برد و فرمود: «امّا آن كه در طاربند شرقى
[١]. دلائل الإمامة: ص ٥٦٢ ح ٥٢٧.