دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٥ - ٤/ ١٠ گزارشهاى رسيده در باره نام و موطن ياوران امام عليه السلام
شايد] اينان در پشت سرشان، ياورانى داشته باشند، كه چون به ايشان بپيوندند، كارشان آشكار مىشود و بالا مىگيرد. پس آنان را تا هنگامى كه اندك و در شهر غريب هستند و پيش از آن كه يارانشان برسند، در هم بكوبيد كه اين افراد به مكّه نيامدهاند، جز براى هدفى، و تأويل رؤياى دوستتان را درست مىبينم، كه شهرتان را براى آنان وا مىگذاريد. پس درست بينديشيد كه اينك كار [رويارويى با آنان] ممكن است.
يكى از آنان مىگويد: اگر كسانى كه مىآيند، مانند اينان باشند، ترسى از آنها نداشته باشيد؛ زيرا اينان نه سلاح و اسبى دارند و نه قلعه و پناهى؛ بلكه غريبانى دست يافتنى اند كه اگر لشكرى به كمك ايشان آمد، ابتدا به ايشان مىپردازيد و مانند آب نوشيدن تشنه، كارشان را بى درنگ مىسازيد.
در اين سخنان و شور و مشورت هستند كه شب، ميان مردم فاصله مىاندازد و خداوند، خواب را بر گوش و چشمشان مسلّط مىكند و پس از جدايى از هم، ديگر گرد نمىآيند تا قائم عليه السلام قيام كند و ياران قائم عليه السلام يكديگر را مانند برادران تنى، ديدار مىكنند و اگر شب از هم جدا شوند، صبح، يكديگر را ملاقات مىكنند و آن، تأويل اين آيه است: «به نيكىها بشتابيد، هر جا هستيد. خداوند، همه شما را فراهم مىآورد»».
ابو بصير- راوى حديث- مىگويد: گفتم: فدايت شوم! آن زمان، مؤمنى غير از آنان، روى زمين نيست؟
امام فرمود: «چرا؛ امّا اين افرادى كه خداوند، قائم عليه السلام را در جمع آنان، ظاهر مىسازد، نجيبان، حاكمان و فقيهان در دين اند و قائم عليه السلام دستى بر سينه و پشت آنان كشيده و در حكمى، به اشتباه نمىافتند».[١]
[١]. دلائل الإمامة: ص ٥٥٤ ح ٥٢٦.