نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٩٤ - ٤٤٤ - امام عليه السّلام (در نكوهش عبد اللّه ابن زبير) فرموده است
٤٤١ - امام عليه السّلام (در باره عزّت نفس) فرموده است
(١) هر كس را نفس كريم و بزرگوار شد (خود را ارجمند دانست) شهوتهايش نزد او خوار مىگردد (از آن پيروى ننمايد تا بذلّت و خوارى نيفتد).
۴۴۲ وَ قَالَ عليه السلام مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَةً إِلاَّ مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّةً.
٤٤٢ - امام عليه السّلام (در زيان شوخى) فرموده است
(١) مردى شوخى نكرد از هر جور شوخى مگر آنكه پارهاى از عقل خود را رها كرد رها كردنى (شوخى باعث سبكى عقل ميشود).
٤٤٣ -وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ:زُهْدُكَ فِي رَاغِبٍ فِيكَ نُقْصَانُ حَظٍّ وَ رَغْبَتُكَ فِي زَاهِدٍ فِيكَ ذُلُّ نَفْسٍ.
٤٤٣ - امام عليه السّلام (در باره آميزش با يكديگر) فرموده است
(١) بىاعتنائى تو بكسيكه بتو رغبت دارد (باعث) كمى نصيب و بهره است، و رغبت تو بكسيكه بتو بىاعتناء است (سبب) ذلّت و خوارى نفس است.
٤٤٤ -وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ:مَا زَالَاَلزُّبَيْرُرَجُلاً مِنَّاأَهْلَ الْبَيْتِحَتَّى نَشَأَ ابْنُهُ الْمَشْئُومُعَبْدُ اللَّهِ.
٤٤٤ - امام عليه السّلام (در نكوهش عبد اللّه ابن زبير) فرموده است
(١) همواره زبير مردى از (خويشان) ما اهل بيت بود تا وقتى كه پسر شؤم او عبد اللّه پديد آمد (عبد اللّه خويشاوندى را با ما بريد زيرا او اگر چه از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود ولى بعد از آن حضرت زنديق گشت يعنى در باطن كافر گرديده و آشكارا اظهار ايمان مىنمود چنانكه مرحوم مامقانىّ در كتاب تنقيح المقال فرموده، و از مرحوم مجلسىّ است در كتاب بحار الأنوار: عبد اللّه ابن زبير بنى هاشم را دشمن مىداشت، و علىّ عليه السّلام را لعن نموده دشنام مىداد، خلاصه اين فرمايش را كه نويسندگان سنّى و شيعه در كتابهاشان نقل نمودهاند در نسخ نهج البلاغه نيست ما آنرا از نسخه ابن ابى الحديد نقل نموديم).
۴۴۵ وَ قَالَ عليه السلام مَا لاِبْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ أَوَّلُه