نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٣٢ - ٢٩٨ - امام عليه السّلام (در باره بسر رسيدن عمر) فرموده است
٢٩٥ - امام عليه السّلام (در سرزنش دوستداران دنيا) فرموده است
(١) مردم پسران دنيا هستند، و مرد را به دوست داشتن مادرش سرزنش نمىكنند (اين از قبيل آنست كه گويند چون كردار بد و كارهاى زشت طبيعىّ و جبلّى فلانى گشته او را نبايد سرزنش نمود).
۲۹۶وَ قَالَ عليه السلام إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ اللَّهِ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى اللَّهَ.
٢٩٦ - امام عليه السّلام (در دستگيرى از مستمندان) فرموده است
(١) مسكين و بىچيز فرستاده خدا است (چون خدا او را از روزى كم بهره گردانيده بآن ماند كه او را نزد غنىّ و چيزدار فرستاده تا او را به فرستاده خود آزمايش نمايد) پس كسيكه او را منع كند (كمكى ننمايد) خدا را منع نموده (دستور او را كه توانايان بايد از بينوايان دستگيرى كنند رفتار نكرده) و كسيكه باو چيزى ببخشد بخدا داده (بدستور او عمل نموده).
۲۹۷وَ قَالَ عليه السلام مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ.
٢٩٧ - امام عليه السّلام (در باره زناء) فرموده است
(١) غيرت دار و جوانمرد هرگز زناء نكند (چون نمىپسندد كه با اهلش زناء كنند غيرت و جوانمرديش اجازه نمىدهد كه با زنى كه باو حرام است هم بستر شود).
۲۹۸وَ قَالَ عليه السلام كَفَى بِالْأَجَلِ حَارِساً.
٢٩٨ - امام عليه السّلام (در باره بسر رسيدن عمر) فرموده است
(١) براى نگاهدارى (شخص از هر پيشامدى) اجل (مدّت بسر رسيدن عمر) بس است (چون هيچكس پيش از رسيدن اجل نمىميرد پس بآن ماند كه اجل او را نگاهدار است).
۲۹۹وَ قَالَ عليه السلام يَنَامُ الرَّجُلُ عَلَى الثُّكْلِ وَ لاَ يَنَامُ عَلَى الْحَرَبِ.