نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٢٤ - ٢٧٨ - امام عليه السّلام (در باره دل نبستن به خوشحالى) فرموده است
٢٧٥ - امام عليه السّلام (در نكوهش افراط و تفريط) فرموده است
(١) نادان شما (كار را از روى نادانى) زيادة ميكند، و داناى شما (كار را از وقت خود) بتأخير مىاندازد (در بعضى از نسخ نهج البلاغه جاهلكم مزداد مسوّف بدون كلمه و عالمكم ذكر شده است كه معنى آن چنين است: نادان شما «بفكر اينكه گناه او را خواهند بخشيد در گناه» زيادهروى مىنمايد و «توبه و بازگشت را» به تاخير مىاندازد).
۲۷۶ وَ قَالَ عليه السلام قَطَعَ الْعِلْمُ عُذْرَ الْمُتَعَلِّلِينَ.
٢٧٦ (- امام عليه السّلام (در اينكه علم راه عذر را مىبندد) فرموده است
(١) علم و دانستن (احكام دين) راه بهانه بهانه جويان را (كه مىگويند: خدا كريم است و رحيم و نيازى برنج و بندگى ما ندارد) مىبندد (پس هر كه با دين و كتاب و رسول آشنا شد عذر و بهانهاش پذيرفته نيست).
۲۷۷ وَ قَالَ عليه السلام كُلُّ مُعَاجَلٍ يَسْأَلُ الْأَنْظَارَ وَ كُلُّ مُؤَجَّلٍ يَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِيفِ.
٢٧٧ - امام عليه السّلام (در سرزنش كسيكه كار را بموقع انجام ندهد) فرموده است
(١) با هر كه تعجيل و شتاب نمايند (مرگش زود برسد) مهلت مىخواهد (كه عبادت و بندگى كند) و هر كس را مهلت دهند و زود نخواهند (عمرش دراز باشد) با تأخير افتادن (كه وقت دارم و در آينده انجام مىدهم) بهانه جويد (كار امروز به فردا اندازد).
٢٧٨ وَ قَالَ عليه السلام مَا قَالَ النَّاسُ لِشَيْءٍ طُوبَى لَهُ إِلاَّ وَ قَدْ خَبَأَ لَهُ الدَّهْرُ يَوْمَ سُوءٍ.
٢٧٨ - امام عليه السّلام (در باره دل نبستن به خوشحالى) فرموده است
(١) مردم بچيزى نگفتند خوشا به حالش مگر آنكه روزگار براى آن روز بدى را پنهان دارد (زمانه به نعمتى كه در آدمى بيند رشك برد و آنرا بگيرد، پس خردمند به خوشحالى دنيا دل نبند و آسوده ننشيند).