نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢١٥ - ٢٥٨ - مردى از امام عليه السّلام خواست كه باو بشناساند (معنى) ايمان چيست،
۲۵۶ وَ قَالَ عليه السلام أَحْسِنُوا فِي عَقِبِ غَيْرِكُمْ تُحْفَظُوا فِي عَقِبِكُمْ.
٢٥٦ - امام عليه السّلام (در باره نيكى) فرموده است
(١) به فرزندان ديگران نيكى و مهربانى كنيد تا پاس فرزندان شما را بدارند.
۲۵۷ وَ قَالَ عليه السلام إِنَّ كَلاَمَ الْحُكَمَاءِ إِذَا كَانَ صَوَاباً كَانَ دَوَاءً وَ إِذَا كَانَ خَطَأً كَانَ دَاءً.
٢٥٧ (٣٢٥٧)- امام عليه السّلام (در باره سخن بزرگان) فرموده است
(١) سخن اهل دانش و بينش اگر درست باشد (براى دردهاى دنيا و آخرت) دارو است، و اگر نادرست باشد درد است (موجب فتنه و تباهكارى است، پس حكيم و دانشمند بايد كوشش نمايد كه سخن نادرست نگويد كه گفتهاند: زلّة العالم زلّة العالم يعنى لغزيدن دانشمند لغزش جهان است).
۲۵۸ وَ سَأَلَهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ رَجُلٌ أَنْ يُعَرِّفَهُ الْإِيمَانَ فَقَالَ إِذَا كَانَ غَدٌ فَأْتِنِي حَتَّى أُخْبِرَكَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ فَإِنْ نَسِيتَ مَقَالَتِي حَفِظَهَا عَلَيْكَ غَيْرُكَ فَإِنَّ الْكَلاَمَ كَالشَّارِدَةِ يَنْقُفُهَا هَذَا وَ يُخْطِئُهَا هَذَا.
٢٥٨ - مردى از امام عليه السّلام خواست كه باو بشناساند (معنى) ايمان چيست،
پس آن حضرت (در باره رمندگى سخن) فرمود(١) چون فردا شود نزد من بيا تا جائيكه همه بشنوند بتو خبر دهم كه اگر گفتار مرا فراموش نمودى ديگرى آنرا حفظ كرده از بر نمايد، زيرا سخن مانند شكار رمنده است شخصى (با حافظه) آنرا مىربايد و ديگرى (بر اثر خنگى) آنرا از دست مىدهد (سيّد رضىّ