نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢١٤ - ٢٥٥ - امام عليه السّلام (در باره نديم پادشاه) فرموده است
كه گمان دارم اصحاب جمل (طلحه و زبير و عائشه و پيروانشان) بر ضلالت و گمراهى بودهاند؟
پس امام عليه السّلام (در نكوهش او) فرمود(١) اى حارث تو به زير خود نظر كردى (گفتار باطل و نادرست آنها را پسنديدى) و به بالايت نگاه نكردى (در سخنان حقّ و درست من انديشه ننمودى) پس حيران و سرگردان ماندى! ٢- تو حقّ را نشناختى تا اهلش را بشناسى، و باطل را نشناختى تا پيروش را بشناسى، حارث گفت: من با سعد ابن مالك (سعد ابن ابى وقّاص) و عبد اللّه ابن عمر (ابن خطّاب) كناره گرفته به گوشهاى مىروم، پس امام عليه السّلام فرمود: ٣- سعد و عبد اللّه ابن عمر يارى حقّ نكردند و باطل را فرو نگذاشتند (چون كناره گيرى آنها از باطل براى يارى نكردن آن نبود بلكه از روى شكّ و دو دلى بحقّ بود، بنا بر اين تو نبايد از آنان پيروى نمائى. شارح بحرانىّ «رحمه اللّه» در اينجا مىنويسد: چون عثمان كشته شد سعد ابن ابى وقّاص چند گوسفند خريده به بيابان رفت و با آن گوسفندان زندگانى نمود تا مرد و با علىّ عليه السّلام بيعت ننمود، و عبد اللّه ابن عمر با امير المؤمنين بيعت كرد و پس از آن به خواهرش حفصه زوجه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله پناه برد و در جنگ جمل حاضر نشد و گفت: عبادت و بندگى مرا از سوارى و جنگ ناتوان ساخته نه با علىّ هستم نه با دشمنانش، محدّث قمىّ حاجّ شيخ عبّاس «عليه الرّحمة» در كتاب سفينة بحار الأنوار نقل مىنمايد:
چون حجّاج داخل مكّه شد و ابن زبير را بدار زد عبد اللّه ابن عمر شبانگاه نزد او آمده گفت: دستت را بده تا براى عبد الملك با تو بيعت نمايم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهليّة يعنى كسيكه بميرد و امام زمان خود را نشناخته باشد مانند مردن زمان جاهليّت مرده، پس حجّاج پايش را دراز كرده گفت بگير پايم را و بيعت كن زيرا دستم بكار است، ابن عمر گفت: مرا ريشخند ميكنى، حجّاج گفت:
اى احمق قبيله عدىّ با علىّ عليه السّلام بيعت نكردى و امروز چنين ميگوئى، آيا علىّ امام زمان تو نبود؟ سوگند بخدا براى فرمايش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نزد من نيامدهاى بلكه از ترس اين درخت كه ابن زبير بر آن آويخته آمدهاى).
۲۵۵ وَ قَالَ عليه السلام صَاحِبُ السُّلْطَانِ كَرَاكِبِ الْأَسَدِ يُغْبَطُ بِمَوْقِعِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَوْضِعِهِ.
٢٥٥ - امام عليه السّلام (در باره نديم پادشاه) فرموده است
(١) همنشين پادشاه مانند سوار بر شير است: مردم بمقام و مرتبه او آرزومندند و او به منزلت خود داناتر است (كه چه اندازه خطرناك مىباشد).