نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٠٢ - ١ - در گفتار آن حضرت عليه السّلام است (كه از عظمت و بزرگى حضرت صاحب الزّمان «عجّل اللّه فرجه» خبر داده)
فصل نذكر فيه شيئا من اختيار غريب كلامه عليه السلام
المحتاج إلى التفسير
در اين فصل بيان مىكنيم چند فرازى از آنچه برگزيده شده
(در اين كتاب) از سخن آن حضرت عليه السّلام كه معنى آن دور از فهم و بتفسير و بيان نيازمند است.
۱ في حديثه عليه السلام فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ ضَرَبَ يَعْسُوبُ الدِّينِ بِذَنَبِهِ فَيَجْتَمِعُونَ إِلَيْهِ كَمَا يَجْتَمِعُ قَزَعُ الْخَرِيفِ.
يعسوب الدين السيد العظيم المالك لأمور الناس يومئذ و القزع قطع الغيم التي لا ماء فيها
١ - در گفتار آن حضرت عليه السّلام است (كه از عظمت و بزرگى حضرت صاحب الزّمان «عجّل اللّه فرجه» خبر داده)
(١) چون وقت آن برسد آقاى بزرگوار و پيشواى دين (از پنهان بودن و نگرانى آشكار گرديده بر مقام سلطنت و خلافت خود) مستقرّ و پابرجا گردد، پس (مؤمنين از اطراف جهان) نزد آن بزرگوار گرد آيند چنانكه پارههاى ابر در فصل پاييز گرد آمده بهم مىپيوندد (اين فرمايش صريح است باينكه امام زمان عليه السّلام زنده و از دشمنان پنهان و در روى زمين سير ميكند و هر وقت خدا بخواهد آشكار ميشود، سيّد رضىّ «عليه الرّحمة» فرمايد:) يعسوب الدّين يعنى سرور بزرگوار و زمامدار كارهاى مردم در آنروز (و فرمايش آن حضرت ضرب بذنبه يعنى امام زمان پس از نگرانى پابرجا مىگردد، زيرا يعسوب در لغت بمعنى پادشاه زنبور عسل است كه بيشتر از روز را بدو بالش پرواز مىنمايد، و چون دم بزمين گذار و حركت و پرواز را ترك نموده مستقرّ ميشود) و قزع پارههاى ابر است كه (رقيق و نازك است خواه آب دار و خواه) بى آب و باران باشد (چنانكه لغت نويسان معنى آنرا بطوريكه بيان شد ضبط نمودهاند، و اينكه اصحاب حضرت قائم عليه السّلام را به پارههاى ابر پاييز تشبيه نموده براى آنست كه