نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٩٨ - ٢٤٤ - امام عليه السّلام (در باره حكمتهاى بعض احكام شرعيّه) فرموده است
٤- و روزه را براى آزمايش اخلاص مردم، ٥- و حجّ (به مكّه رفتن) را براى قوّت يافتن دين (چون بر اثر گرد آمدن طوائف مختلفه عظمت و بزرگى اسلام آشكار مىگردد) ٦- و جهاد را براى ارجمندى اسلام (و شكست دادن كفّار) ٧- و امر بمعروف (فرمان دادن بكار پسنديده) را براى اصلاح عوامّ (و سوق دادن آنان براه سعادت و نيكبختى) ٨- و نهى از منكر (باز داشتن از كار ناشايسته) را براى جلوگيرى (معاصى و گناهان) از كم خردان، ٩- و صله رحم (پيوند به خويشان) را براى زياده شدن عدد (ايشان، چون در پيوند خويشان با هم عدد انصار و ياورانشان بسيار گردد) ١٠- و قصاص (كشتن كشنده يا زخم زدن زخم زننده) را براى محفوظ بودن خونها، ١١- و برپا داشتن حدود (انجام دادن كيفرهايى كه مثلا براى مىگسار و روزهخوار و زناكار مقرّر گشته) را براى اهميّت دادن بحرامها و نهى شدهها، ١٢- و نياشاميدن شراب را براى محفوظ داشتن خرد (از فساد و بدى) ١٣- و دورى از دزدى را براى بكار داشتن پاكدامنى (از دست درازى بمال مردم) ١٤- و زنا نكردن را براى درست ماندن نسب و خويشى (چون زنا نسب را مشتبه سازد و باعث اختلال نظام عالم شود) ١٥- و ترك لواط را براى بسيار شدن نسل و فرزندان، ١٦- و شهادتها را براى كمك خواستن بر انكار شدهها (تا بر اثر انكار حقوق كسى پايمال نشود) ١٧- و دروغ نگفتن را براى نمايان ساختن بزرگى راستى (كه آسايش مردم وابسته به آنست) ١٨- و سلام و درود (بر يكديگر) را براى ايمنى و آسودگى از جاهاى ترس (چون مراد از سلام عليكم آنست كه بين من و شما زد و خوردى نيست بلكه صلح و آشتى است) ١٩- و امامت و پيشوايى را براى نظم و آرامش (كارهاى) مردم (زيرا امام و پيشواى توانا ستمگر را از ستمگرى باز داشته و حقّ مظلوم و ستمكشيده را بستاند و كارها نظم و آرامش گيرد) ٢٠- و طاعت و پيروى (از امام) را براى بزرگ شمردن (مقام) امامت (چون از امامت بهرهاى نمىرسد مگر به پيروى مردم از او).
۲۴۵ وَ كَانَ عليه السلام يَقُولُ أَحْلِفُوا الظَّالِمَ - إِذَا أَرَدْتُمْ يَمِينَهُ - بِأَنَّهُ بَرِيءٌ مِنْ حَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ فَإِنَّهُ إِذَا حَلَفَ بِهَا كَاذِباً عُوجِلَ الْعُقُوبَةَ وَ إِذَا حَلَفَ بِاللَّهِ الَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ لَمْ يُعَاجَلْ لِأَنَّهُ قَدْ وَحَّدَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ.