نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٧٤ - ١٨٢ - امام عليه السّلام (در پند و اندرز) فرموده است
برترى يافتى (ابو بكر در سقيفه با انصار احتجاج نموده دليل آورد كه ما عترت و خويش رسول خدا هستيم) پس ديگرى (امام عليه السّلام) به پيغمبر نزديكتر و سزاوارتر است (زيرا اگر پيغمبر دختر ترا گرفته امام عليه السّلام داماد و پسر عمّ او است).
۱۸۲ وَ قَالَ عليه السلام إِنَّمَا الْمَرْءُ فِي الدُّنْيَا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فِيهِ الْمَنَايَا وَ نَهْبٌ تُبَادِرُهُ الْمَصَائِبُ وَ مَعَ كُلِّ جُرْعَةٍ شَرَقٌ وَ فِي كُلِّ أَكْلَةٍ غُصَصٌ وَ لاَ يَنَالُ الْعَبْدُ نِعْمَةً إِلاَّ بِفِرَاقِ أُخْرَى وَ لاَ يَسْتَقْبِلُ يَوْماً مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ بِفِرَاقِ آخَرَ مِنْ أَجَلِهِ فَنَحْنُ أَعْوَانُ الْمَنُونِ وَ أَنْفُسُنَا نَصْبُ الْحُتُوفِ فَمِنْ أَيْنَ نَرْجُو الْبَقَاءَ وَ هَذَا اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ لَمْ يَرْفَعَا مِنْ شَيْءٍ شَرَفاً إِلاَّ أَسْرَعَا الْكَرَّةَ فِي هَدْمِ مَا بَنَيَا وَ تَفْرِيقِ مَا جَمَعَا.
١٨٢ - امام عليه السّلام (در پند و اندرز) فرموده است
(١) مرد (آدمى) در دنيا نشانهاى است كه مرگها (سببهاى مرگ) در آن تير مىاندازند، و چپاول شدهاى است كه بلاها و دردها بآن مىشتابند، و با هر آشاميدنش گلو گرفتنى و در هر لقمهاش اندوهها است (هر لذّت و خوشى با اندوهى است) ٢- و بنده به نعمتى نمىرسد مگر به جدائى از نعمت ديگرى، و رو نمىآورد به روزى از زندگيش مگر به جدائى روز ديگر از مدّت (زندگانى) خود (كه برايش مقدّر گشته) ٣- پس ما ياوران مرگيم (كه هر روزى بآن نزديك مىشويم و بهر نفس گامى به سويش پيش مىنهيم) و جانهاى ما نشانه تباهىها است، پس از كجا ببقاء و هستى اميدوار باشيم در حاليكه اين شب و روز بچيزى شرافت و بزرگى ندادند مگر آنكه بشتاب باز گشتند در ويرانى آنچه ساخته و پراكندگى آنچه گرد آورده بودند؟! (آرى دلبستگى باين زندگانى شايسته نيست چون هر شب و روزى مىبينيم جمعى مرده مقام و بزرگواريشان از بين رفته ثروت و دارائيشان پراكنده مىگردد).