نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٤٥ - ١٢١ - امام عليه السّلام (در نكوهش خوهاى زشت و كردارهاى ناشايسته) فرموده است
پيش از من وصف ننموده باشد: اسلام زير بار رفتن (احكام خدا و رسول) است، و زير بار رفتن باور نمودن (آنها) است، و باور نمودن قبول كردن (آنها) است، و قبول كردن اعتراف (بآنها) است، و اعتراف نمودن آماده شدن براى بجا آوردن (آنها) است، و بجا آوردن عمل (بآنها) است (پس در حقيقت اسلام همان عمل بدستور خدا و رسول است).
۱۲۱ وَ قَالَ عليه السلام عَجِبْتُ لِلْبَخِيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِي مِنْهُ هَرَبَ وَ يَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِي إِيَّاهُ طَلَبَ فَيَعِيشُ فِي الدُّنْيَا عَيْشَ الْفُقَرَاءِ وَ يُحَاسَبُ فِي الْآخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِيَاءِ وَ عَجِبْتُ لِلْمُتَكَبِّرِ الَّذِي كَانَ بِالْأَمْسِ نُطْفَةً وَ يَكُونُ غَداً جِيفَةً وَ عَجِبْتُ لِمَنْ شَكَّ فِي اللَّهِ وَ هُوَ يَرَى خَلْقَ اللَّهِ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى مَنْ يَمُوتُ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَنْكَرَ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى وَ هُوَ يَرَى النَّشْأَةَ الْأُولَى وَ عَجِبْتُ لِعَامِرِ دَارَ الْفَنَاءِ وَ تَارِكِ دَارَ الْبَقَاءِ.
١٢١ - امام عليه السّلام (در نكوهش خوهاى زشت و كردارهاى ناشايسته) فرموده است
(١) شگفت دارم براى مرد بخيل و زفتى كه مىشتابد بفقر و تنگدستى كه از آن گريزانست (زيرا از آنچه دارد سود نمىبرد پس با تهى دستان يكسان است) و توانگرى را كه مىجويد از دست مىدهد (زيرا از مال و دارائيش بهرهاى نمىبرد) پس در دنيا مانند تنگدستان زندگى مىنمايد و در آخرت مانند توانگران به حسابش مىرسند (چون حساب اندوخته را بايد پس بدهد) ٢- و شگفت دارم براى گردنكشى كه ديروز نطفه بود و فردا مردار مىباشد (كه اگر خاك از روى جسدش بردارند مردم از گندش گريزانند) ٣- و شگفت دارم براى كسيكه در خدا دو دل باشد در حاليكه آفريده شده خدا را مىبيند (چون نمىشود بى آفرينندهاى آفريده شدهاى باشد) ٤- و شگفت دارم براى كسيكه مرگ را فراموش ميكند در حاليكه مىبيند كسى را كه مىميرد، ٥- و شگفت دارم براى كسيكه زير بار پيدايش معاد و بازگشت در قيامت نمىرود و حال آنكه پيدايش از نطفه را مىبيند، ٦- و شگفت