نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٤٢ - ١١٦ - از امام عليه السّلام از (اوصاف) قريش پرسيدند فرمود
وَ السُّمُّ النَّاقِعُ فِي جَوْفِهَا يَهْوِي إِلَيْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ وَ يَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ.
١١٥ - امام عليه السّلام (در باره دنيا) فرموده است
(١) داستان دنيا چون داستان مار است كه دست بر آن بكشى نرم و در اندرونش زهر كشنده است، فريب خورده نادان بطرف آن مىرود، و خردمند پايان بين از آن دورى مىگزيند.
۱۱۶ وَ قَدْ سُئِلَ عليه السلام عَنْ قُرَيْشٍ فَقَالَ أَمَّا بَنُو مَخْزُومٍ فَرَيْحَانَةُ قُرَيْشٍ تُحِبُّ حَدِيثَ رِجَالِهِمْ وَ النِّكَاحَ فِي نِسَائِهِمْ وَ أَمَّا بَنُو عَبْدِ شَمْسٍ فَأَبْعَدُهَا رَأْياً وَ أَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ ظُهُورِهَا وَ أَمَّا نَحْنُ فَأَبْذَلُ لِمَا فِي أَيْدِينَا وَ أَسْمَحُ عِنْدَ الْمَوْتِ بِنُفُوسِنَا وَ هُمْ أَكْثَرُ وَ أَمْكَرُ وَ أَنْكَرُ وَ نَحْنُ أَفْصَحُ وَ أَنْصَحُ وَ أَصْبَحُ.
١١٦ - از امام عليه السّلام از (اوصاف) قريش پرسيدند فرمود
(١) امّا بنى مخزوم (طايفهاى از قريش) گل خوشبوى قريش هستند (زيرا مردانشان زيرك و زنانشان آراستهاند) سخنان مردانشان (بجهت شيرين زبانى) و زناشويى با زنانشان را (بر اثر آراستگى) دوست مىدارى، و امّا بنى عبد شمس (طايفه ديگر از قريش) دوربينترين قريش مىباشند از رأى و انديشه و جلوگيرنده ترين آنانند چيزيرا كه پشت سر ايشان است (در پيشآمدها يگانهاند) ٢- و امّا ما (بنى هاشم، طايفه ديگر از قريش) بخشندهتريم آنچه را (دارائى) كه در دست مان است، و جوانمردتريم به جا ندادن هنگام مرگ (در ميدان جنگ از كشته شدن باك نداريم) و ايشان (بنى عبد شمس كه بنى اميّه از آنها هستند از روى شمار) بيشترند، و (در آميزش) بسيار فريبنده و زشت رو مىباشند، و ما (در گفتار) فصيحتر (رساتر) و نيكخواهتر و (در معاشرت) خوشروتر هستيم.