نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٢١ - ٧٥ (- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در باره قضاء و قدر)
و بدكار به نكوهش سزاوار نبود، اين گفتار بتپرستان و پيروان شيطان و گواهان دروغ و كوران از راه صواب و حقّ است و ايشان قدريّه و مجوس اين امّتند. ناگفته نماند كه لفظ قدرىّ در اخبار ما به جبرىّ و تفويضىّ هر دو گفته ميشود، و مراد در اينجا جبرىّ است كه مىگويد: كارى كه هر بندهاى انجام دهد به اراده و اختيار خود نيست بلكه بتقدير و مشيئت خدا مجبور است بخلاف تفويضىّ كه قدرت خداى تعالى را منكر است و مىگويد: خداوند بنده را امر و نهى نمود و بخود واگذارد كه بكنند يا نكنند استقلال دارند، خلاصه امام عليه السّلام فرمود:) ٢- خداوند سبحان بندگانش را امر كرده با اختيار و نهى فرموده با بيم و ترس (از عذاب) و تكليف كرده (بكار) آسان (كه به رغبت انجام دهند) و دستور نداده (بكار) دشوار (تا در انجام آن مجبور نباشند) و كردار اندك را پاداش بسيار عطا فرموده (كه اين خود لازمه اختيار داشتن است) و او را نافرمانى نكردهاند از جهت اينكه مغلوب شده باشد (زيرا بر بندگانش قاهر و غالب مىباشد) و فرمانش را نبردهاند از جهت اينكه مجبور كرده باشد (بلكه همه را اختيار داده و اسباب هر كار را آماده ساخته است) ٣- و پيغمبران را از جهت بازى نفرستاده (بلكه آنها را فرستاده تا اطاعت كنندگان را ببهشت مژده داده و نافرمانان را از دوزخ بترسانند) و كتابها (مانند تورية و انجيل و قرآن) را براى بندگان بيهوده نفرستاده (بلكه آنها را فرستاده تا بدستور خدا آشنا باشند) و آسمانها و زمين و آنچه در آنها است را بيجا نيافريده (بلكه همه آنها را به حكمت آفريده، پس چگونه ميشود كه حكيم درست كردار كسيرا مجبور سازد، در قرآن كريم س ٣٨ ى ٢٧ مىفرمايد:
ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا، فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ يعنى) آن گمان كسانى است كه كافر شدند و نگرويدند، پس واى بر آنانكه كافر شدند از آتش (پس شيخ گفت: قضاء و قدر چيست كه ما نرفتيم مگر بسبب آن؟ فرمود: آن دستور و حكم خداوند است پس از آن اين آيه را قرائت نمود س ١٧ ى ٢٣: وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ يعنى پروردگار تو حكم فرموده كه جز او را نپرستيد.
پس شيخ خوشنود از جاى خود برخاسته گفت:
| أنت الإمام الّذى نرجو بطاعته | يوم النّشور من الرّحمن رضوانا | |
| أوضحت من ديننا ما كان ملتبسا | جزاك ربّك عنّا فيه إحسانا | |