نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٠٥ - ٣٧ - امام عليه السّلام (در اندرز) به فرزندش (امام) حسن- عليه السّلام- فرموده است
وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِيلِ فَإِنَّهُ يَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ يَبِيعُكَ بِالتَّافِهِ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيبَ.
٣٧ - امام عليه السّلام (در اندرز) به فرزندش (امام) حسن- عليه السّلام- فرموده است
(١) اى پسرك من بخاطر دار از من چهار و چهار چيز را كه با آنها آنچه بجا آورى ترا زيان نرساند (گفتهاند:
اينكه امام عليه السّلام فرموده چهار و چهار براى آنست كه چهار اوّل مربوط بخود شخص است و چهار دوم در باره رفتار با ديگران مىباشد، پس اوّل از چهار چيزيكه مربوط بخود شخص است) سرآمد بىنيازيها خرد است (كه بوسيله آن شخص سعادت و نيكبختى در دنيا و آخرت را بدست مىآورد) و (دوم) بيشترين نيازمندى بىخردى است (كه سبب بدبختى دو سرا است) و (سوم) بالاترين ترس خود پسندى است (كه خودپسند با كسان خود نگيرد و به اين جهت همه با او دشمن شوند و هميشه ترسناك باشد) و (چهارم) گراميتر بزرگى نيكخوئى است (كه نيكخو نزد همگان بزرگوار است).
٢- اى پسرك من (اوّل از چهار چيزيكه در باره رفتار با ديگران است) از دوستى با احمق بپرهيز كه او مىخواهد بتو سود رساند زيان مىرساند (چون احمق موارد سود و زيان را تشخيص نمىدهد) ٣- و (دوم) بپرهيز از دوستى با بخيل كه او (بر اثر بخل و زفتى كه دارد) از تو باز مىدارد آنچه را كه بسيار بآن نيازمند باشى، ٤- و (سوم) بپرهيز از دوستى با بدكار كه او ترا به اندك چيزى مىفروشد (چون كسيكه سعادت خود را بر اثر چيز كمى از دست بدهد البتّه ترا به بهاى كمترى خواهد فروخت) ٥- و (چهارم) بپرهيز از دوستى با كسيكه بسيار دروغ مىگويد كه او مانند سراب (آب نمايى كه در زمين هموار بشكل آب ديده ميشود) است كه دور را براى تو نزديك و نزديك را دور مىگرداند (براى انجام دادن اغراض نادرست خود كار سخت را آسان و آسان را سخت مىنمايد).
۳۸ وَ قَالَ عليه السلام لاَ قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِض