ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٩٣٥ - قسمت شانزدهم نامه
و چشم نيكى بتو دوخته، ترك خير و نيكى ناروا است) و البتّه حقّ برادر را تباه مگردان باعتماد و بستگى به دوستى كه بين تو و او است كه برادرت نيست كسيكه حقّ او را تباه سازى، و بايد اهل بيت و نزديكانت نسبت بتو بد بختترين مردم نباشند (نزديكانت ببخشش و نيكى تو از ديگران سزاوارترند، چنانكه گويند: چراغى كه خانه را بايد بر مسجد نشايد) ٥٧ و البتّه آشنائى مكن با كسيكه از تو دورى جويد (چون آشنائى با كسيكه نمىخواهد موجب سر شكستگى شخص و ستم كردن بر خود مىباشد) و بايد بريدن برادرت (همكيش و دوستت) بر پيوستن تو با او و بدى كردنش بر نيكى تو تواناتر نباشد (خلاصه هر چه او اسباب جدائى فراهم سازد تو موجبات پيوستگى پيش آور) و بايد ستم ستمگر بر تو بزرگ نيايد، زيرا او به زيان خود (كيفرى كه براى ستمگران مقرّر گشته) و سود تو (پاداشى كه به شكيبايي بر ظلم و ستم وعده شده) كوشش مىنمايد، و پاداش كسيكه ترا شاد گردانده آن نيست كه تو او را اندوهگين سازى.