ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٩١٩ - قسمت هشتم نامه
[قسمت هشتم نامه]
٢٢ و بدان اى پسرك من، هرگاه براى پروردگارت شريك و انبازى بود پيغمبران او هم براى (راهنمائى) تو مىآمدند، و نشانههاى پادشاهى و تسلّط او را مىديدى، و كردار و صفات او را مىشناختى، و لكن خدا يكتا است چنانكه خود را وصف فرموده (در قرآن كريم س ١٨ ى ١١٠ مىفرمايد: أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ^ يعنى خداى شما خداى يكتا است) كسى با او در پادشاهيش و مخالفت نمىكند، و هرگز از بين نمىرود، و هميشه بوده (ابدىّ و ازلىّ) است، ٢٣ اوّل است پيش از همه چيزها بى اوّليّت (اوّل حقيقى است نه عددى، زيرا اگر براى او اوّليّت باشد مسبوق بعدم و نيستى مىگردد، و محدث و نو پيدا مىباشد، و اين صفت شايسته ممكن است نه واجب) و آخر است بعد از همه اشياء بدون پايان (زيرا اگر براى او پايانى باشد بعدم و نيستى خواهد پيوست، پس واجب الوجود لذاته نخواهد بود) بزرگ است از اينكه ربوبيّت و پروردگارى او بسبب احاطه دلى يا چشمى اثبات شود (برتر است از اينكه دلها بعلم و دانائى يا چشمها به ديدن كنه ذات و صفات او را درك كرده بشناسند، زيرا او هرگز محاط و محدود نگردد) ٢٤ پس چون اوصاف او را (بطوريكه بيان شد) پى بردى بكن چنانكه سزاوار است از چون تويى كه بجا آورد با كوچكى قدر و منزلت، و كمى توانائى، و زيادى ناتوانى، و بسيارى نيازمندى به پروردگارش، در طلب طاعت و بندگى، و ترس از عذاب و كيفر، و بيم از غضب